pnunews.com

اخبار پیام نور

پیام نور نیوز

مانور ایمنی در برابر زلزله چهارشنبه 18 اسفند 89 در دانشگاه پیام نور همدان با همیاری دانشجویان و  سازمان امداد و نجات جمعیت هلال احمر استان همدان برگزار شد. / (16 عکس)

 

۹۴ نظر به گزارش تصویری از مانور زلزله در دانشگاه پیام نور همدان

comment rss - Trackback

  1. مجتبي گفت:

    پدر دانشگاه رو دراوردين بابا

    من اين موقعا نميتونم جلو خنده خودم رو بگيرم و تا مرز بيهوشي ميرم

  2. مسعود گفت:

    لطفا هر حرفی میزنید بزنید ولی به هم استانی های من یه وقت توهین نکنید

    • فرزانه گفت:

      یعنی میخواستی بگی همدانی هستی؟؟!!
      اوکی فهمیدیم.. 😉 🙂

    • fereshte گفت:

      وای .آقا مسعود.بچه همدانی؟نمیدونید چقد دلم می خواست ازتون بپرسم ولی نمیشد.چه خوب که خودتون گفتید.میگم آقا مسعود راس میگی این فرزانه خانم چقد باهوشن.از کجا فهمیدن بچه همدانی ؟؟؟؟؟!!!!شما که نگفته بودی به هم استانی های من توهین نکنید؟؟؟!!!!

      • مسعود گفت:

        آره واقعا منم مونده بودم از کجافهمیدن!؟گفتم شاید اداره ثبت احوال کار میکنن!آینده درخشانی دارن.

        • فرزانه گفت:

          دوست عزیز من با شما شوخی کردم یه چشمک وخنده هم گذاشتم
          که متوجه بشید شوخیه…انتظارنداشتم مسخره کنید

          • مسعود گفت:

            سلام فرزانه خانم منم شوخی کردم.به قول دوستمون بخند.ببخشید اگه ناراحتتون کردم

          • fereshte گفت:

            سلام فرزانه جان.منم معذرت می خوام.شرمنده اگر ناراحت شدید منظوری نداشتم.بخندید لطفا.

          • مسعود گفت:

            سلام فرزانه خانم فکر نمیکردم اینقدر ناراحت بشید که شکایت ما رو پیش ترنم خانم کنید(همینجا از ایشون به خاطر معذرت خواهیشون به جای من تشکر میکنم)پس لازم شد رضایت شما رو کامل به جا بیارم به خاطر همین من از این به بعد تو این سایت کامنت نمیذارم تا موقعی که شما نگید بخشیدمت امتحانشم مجانیه البته نه مجانیه مجانی شاید به قیمت شکستن قلب من!حالا هر جور دوس دارید با من رفتار کنید.البته اگه بخشیدید باید از ته دل باشه نه اینکه یه بخشیدم بگید از صدتا ….بدتر باشه!باید این ثابت کنید.رفتنم دست خودم بود اومدنم دست شماست حالا هر جور دوس دارید.بچه ها منم مثل فرشته خانم میرم البته اون از روی جبر بود ولی من از روی جبر نیست.خداحافظ تا آشتی من وفرزانه خانم….

            • فرزانه به مسعود گفت:

              سلام آقامسعود….این چه حرفیه میزنید من کی شکایت شمارو پیش ترنم جون بردم؟؟ من به ترنم جون گفتم زیاد خوب نیستم ایشون فک کردن بخاطره این قضیه هست وگرنه اینطوری نیس حالا بخاطره اینکه هم شما قلبتون نشکنه هم دوباره به سایت برگردیدناراحتیمو میگم البته شاید اینجا جاش نباشه اما بخاطررفع سوءتفاهم میگم
              پدرم دیروز سکته کردن..منم خیلی ناراحتم…خیلی زیاد….البته امروز یه خورده حالشون خوب شده اما میدونید که سکته عوارض بعدش زیاده…
              درمورده ترنم جونم فقط میتونم بگم یه خانم به تمام معناس..همین…
              من که ازدست شما ناراحت نشدم باورکنید اصلا …ولی بخاطره اینکه دلتون نشکنه میگم که ازته ته دلم بخشیدمتون.. 😉 🙂

            • ترنم2 به مسعود گفت:

              ای وای آقا مسعود.بخدا فرزانه جون چیزی به من نگفتن.بمیرم الهی اون بخاطر باباش ناراحت بوده.شما می تونید توی همین خبر کامنت های من و فرزانه جون را بخونید.من به فرزانه جون گفتم چطوری؟ایشون گفتن ای بدک نیستم.منم پرسیدم چرا ای بدک نیستی؟کامنت های قبلیشو که خوندم گفتم نکنه بخاطر حرف شما بوده باشه که فرزانه جونم هم نوشتن که نه براش یک مشکلی پیش اومده.سو تفاهم شده فرزانه جونم یک پارچه خانمه تا حالا بدگویی کسی هم نکرده.

            • مسعود گفت:

              سلام فرزانه خانم ممنون كه بخشيديد از شما به جزاينم انتظار نميرفت.خيلي به خاطر پدرتون ناراحت شدم وحتما براشون دعا ميكنيم. اين شعرم تقديم به پدر بزرگوارتون
              پدرم
              باز می شود تو را بهانه کرد
              بهانه نفس تویی
              تویی که سرشاراز طراوت مریم هایی هستی که بوی عشق میدهند
              پدرم
              باز می شود به تو اشاره کرد
              تویی که تکرار عشق در نبض زمانی
              شباهت تو با ماه آسمان اینست
              هر دو از آسمان هر دو مهربان و هر دو چون دریا بیکران……..
              پدرم

            • مسعود گفت:

              سلام ترنم خانم.در اين كه ايشون خيلي گلن شكي نيست چون به من ثابت شده.نگفتمم كه بد گويي كردن درد دل كردن چون معمولا درد دل پيش دوست ميكنن وظاهرا اينجا شما دوست خوب ايشونيد.منم به خاطر پدرشون خيلي ناراحت شدم و اميدوارم هر چه زودتر خوب بشن.به هر حال بازم از لطف شما ممنون.

          • fereshte گفت:

            سلام فرزانه جون.حالت خوبه.باید بگم بیشتر از این که آقا مسعود ازتون مغذرت خواهی کنن این منم که باید ازتون معذرت بخوام.من نباید پی حرف آقا مسعود رو می گرفتم تا انقد به چشم نیاد.هم از آقا مسعود .و هم از شما معذرت می خوام.

    • fereshte گفت:

      حالا آقا مسعود تو عکسایی که فرستاده شده هستین شما ؟

      • مسعود گفت:

        نه من بچه خود همدان نیستم بچه نهاوندم اگه بلد باشید!ولی سرابای نهاوند خیلی معروفن.اگه یه روز اومدید نهاوند درخدمت هستیم.

        • fereshte گفت:

          خیلی ممنون این طور که معلومه مهمون نوازن یه نمونش رو داریم میبینیم.ممنون از لطفتون.

        • fereshte گفت:

          آقا مسعود؟سرابای نهاوند خیلی معروفن ینی چی؟متوجه نشدم<":

          • مسعود گفت:

            سراباش ميگم ديگه مثل سراب گيان وسراب گاماسياب و يه چندتاي ديگه

          • سپیده.م به فرشته گفت:

            سلام«ببین فرشته جون منظورشون سراب یه اون معنی که شما فک میکنی نیست،این “سراب”به جایی میگن که سرچشمه آبه وآبشار داره و کلی هم درخت و جنگل و خلاصه همه زیبایی های خدا،سرابهای غرب کشور یعنی همدان،کرمانشاه و کردستان و ..خیلی معروفن تا جایی که به کرمانشاه شهر سرابها هم میگن،شاید توی فیلما و برنامه هایی که ازتلویزیون و…پخش میشه دیده باشی.

  3. fereshte گفت:

    والا.مانووووورررررررررررر .حالا باز خوبه دانشگاهشون همین مانور رو داره .اونم با چه جدیتی.دانشگاه ما که ماکته.از این چیزا نمی بینیم توش الان که اینارو دیدم هنگ کردم.پیام نور .مانور .در این حد!!!!!!!!!!! ما یه آمفی تاتر داریم حدود 100تا صندلی داره حدس بزن واسه چندنفر دانشجو؟100 صندلی برای حدودا 900نفر دانشجو.بله.پیام نور ینی این.ما این پیام نورو دوس داریم نه اونی که مانور برگزار میکنه.نه؟

    • fereshte گفت:

      دوستان اینم بگم منظور من سیاسی نبود.اینم که میگم آمفی تاترمون کوچیکه خب واقعا کوچیکه .تعداد دانشجوهامونم که که خودتون میدونید دیگه پیام دانشجو زیاد داره حالا 900 نفر نه .کمتر.

  4. محمود گفت:

    من میگم چرا پنج شنبه که رفتم دانشگاه همه دانشگاه رو خاک گرفته بود نگو زلزله شده بوده !!!!!

    • ترنم2 گفت:

      ماشالله اینجا که همه همدانین.
      پس من فقط اینجا غریبم.
      ولی جدا میگم همدانیا خیلی افراده باهوشی هستند.امسال هم که دو تا از دخترهای همدانی نفرات اول کنکور شدن.
      البته بچه های استان من هم خیلی باهوشن 🙂 اینو واقعا می گم

      • فرزانه گفت:

        سلام ترنم جون…خوبی خانمی؟ سلامتی؟چه خبر؟خونه تکونی تموم شد..فک کنم شمام بچه آخری مثه من …..درسته؟

      • ترنم2 گفت:

        سلام عزیزم.
        خوبی گلم؟مرسی منم خوبم.سلامتی فرزانه جون.نه عزیزم هنوز تموم نشده.این آشپزخونه که هر چی تمیز کنی بازم کمه.ما خونمون بزرگه و فقط اتاق ها دو سه روز طول میکشه.به مامانم میگم این که خونه تکونی نبود اسباب کشی بود.یک هفتست که تا حدودی خونه را تمیز کردیم بعد بچه ها ی خواهرم اومدن بهشون میگم خونمون تغییری نکرده؟میگن نه.بهشون گفتم یک هفتست کمرد درد گرفتم از بس کار کردم حالا به چشماتون نمیاد؟بعد بزرگتریه میگه آهان خاله جای تلویزیون عوض شده؟؟؟میگم این یکی از هزارتاشه.بازم خداروشکر همین یکیشو دیدن.گرد گیری و شیشه پاک کردن خیلی وقت گیره و هیچ جا هم معلوم نیست!!
        آره گلم.چه خوب فرزانه جون.خیلی خوشحالم 🙂

  5. فرزانه گفت:

    اینا میدونستن توی ژاپن قراره زلزله بیاد واسه همین مانور گذاشتن
    میگن ایرانیا حس ششم دارن اینم یه نمونه اش است.. 😉

  6. رضا گفت:

    عجب زلزله اي بود.خدا نصيب هيچ كشوري نكنه!!!!!!

  7. باران 2 گفت:

    سلام به آقا بابکو سپیده جون شما اینجایدو ما تو آسمونا دنبالتون میگشتیم!!!!!!!!!!!!!!!میگم مواظبه خودتون باشیدا اینجا زلزله زیاد میاد.طوریتون که نشده خدا رو شکر مانور بوده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  8. مجتبي گفت:

    اين طوري ميشه كه دانشگاه ويران ميگردد

    اين جا شده چتروم؟

  9. فارغ التحصیل IT گفت:

    چه جالب
    حالا لازم بود دانشگاه رو اندازه زلزله 6 ریشتری داغون کنن؟؟؟؟؟؟؟؟

  10. مجتبي گفت:

    حتما بخاطر همدردي با مردم ژاپن اينكارو كردن

    موافق نيستين؟

  11. باران به مجتبی گفت:

    چیکار کنیم دلمون به همین چیزا خوشه شمام هر وقت میاین یه گیری میدین بزارین بچه ها حرف دلشونو بزنن……….. حالمون بد شد بس که از دانشگاهو سیستمشو گفتیم والا به خدا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    • مجتبي گفت:

      نه باران جان گير چيه؟
      خواستم تحسينشون كنم بخاطر همدردي با مردم ژاپن حاضر شدن به دانشگاه يه ميني زلزله تزريق كنن

  12. کیانا به فارغ التحصیل ای تی گفت:

    با شما موافقم
    واقعا لازم بود در حد زلزله …..
    ولی چه اعتماد بنفسی دارن دوستان..
    قابل تحسین…ولی مثل این کارتونها تا زلزله امده سرخود باند پیچی شدن…

  13. باران به مجتبی گفت:

    سلام آقا مجتبی نه من منظورم اون حرفتون که گفتید به چتروم تبدیل شدرو میگم!!!!!!!!!!!!!!!!وگرنه به این زلزله های 8 ریشتریشون چیکار داریم ما؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ماشاا…. نو امداد رسانی حرف ندارن!!!!!!!!!!!!!!!!

    • مجتبي گفت:

      موافقم عزيز و اينم براي تو

      گفته بودي فردا ،
      پشت اين پنجره ها ،
      غنچه اي مي رويد ،
      و کسي مي آيد ،
      روشني مي آرد ،
      ديرگاهيست که من ،
      پشت اين پنجره ها منتظرم ،
      ولي اينجا حتي ،
      رد پايي هم نيست…

  14. فرزانه به مسعود فرشته خانم گفت:

    سلام آقامسعود..مرسی ازشعرقشنگت…خیلی زیبا بود..خوشحالم که دوباره اومدیدسایت… 😉

    سلام فرشته جون….عزیزم بی خیال یه سوءتفاهم بود رفع شد..
    ببین منو دارم می خندم اینا—–> 🙂

    سال خوبی داشته باشید………..

  15. فرزانه به ترنم گفت:

    سلام ترنم جان..لطف داری حاج خانم… 😉

  16. فرزانه به مسعودوفرشته گفت:

    سلام آقامسعود..مرسی ازشعر قشنگت…خیلی زیبا بود…خوشحالم که دوباره اومدی سایت.. 😉

    سلام فرشته جون….عزیزم بی خیال یه سوءتفاهم بودرفع شد..منم دارم میخندم اینا—–> 🙂

    سال خوبی داشته باشید

  17. باران به مجتبی گفت:

    سلام آقا مجتبی میتونم درباره عشقتون بهتون کمک کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟البته اگه فضولی نباشه!!!!!!!!!!من دستم تو کار خیره انشا…. بتونم کار شما رو هم راه بندازم فقط یکم در موردش راهنماییم کن.ممنون.یه کمک خواهرانه تصور کن شما آخه درده هجری کشیده ام که مپرس………..

  18. باران به مجتبی گفت:

    سلام آقا مجتبی میگم فضولی نباشه بد جور عاشق شدینا!!!!!!!!!!اگه کم خواستین ما در خدمتیم اخه ما دستمون تو کار خیره همیشه مخصوصا………… خلاصه خواهرانه میگم اگه واسه رسیدن به عشقت کمک خواستی از ما دریغ نکن!!!!!!!!!!!!!!!!!

    • مجتبي به باران گفت:

      باران جان بي اغراق بگم
      فاصله اي كه من بي احساس با احساس شدم زياد نبود …

      خوب که فکر ميکنم

      ميفهمم…

      کمتر عاشق است

      آنکه در عشق بيشتر ادعا ميکند

      من به عنوان عشق بهش نگاه نميكم چون هنوز تعريفي دقيقي از عشق نو ذهنم ندارم و ادعايي هم ندارم

      اين يه احساسه . يه احساسي كه باعث شده پاك تر باشم و وقت گناه تصويرش جلوي چشمام بياد و ناتوان شم

      اي كاش درك ميشدم

      • fereshte گفت:

        تو رو میفهمم و درکت میکنم انگار تو رو تو لحظه های عاشقیت میفهمم انگار درسته قلب عاشقی تکه پارست دل من هم به یادش رهسپارست.مجتبی تو رو میفهمم و درک میکنم انکار تو احساست شریکم و تو خدانگهدار.با تو از خاطره ها سرشارم / جشن نوروز تو را کم دارم/سال تحویل دلم میگیرد/با تو تا آخر خط بیدارم.سال 90 تهنیت.

  19. باران به مجتبی گفت:

    سلام آقا مجتبی بستگی داره ما چه طور به عشق و دوست داشتن فکر کنیم.هر کسی یه تعریفی داره من معتقدم تو این دنیایی امروزی عشق حقیقی کمتر پیدا میشه عشق فقط دوست داشتن نیست فقط جلو رفتن با دل نیست بلکه آدم باید با عقلشم جلو بره و معیار های واقعیشو بسنجه و فقط با این موضوع احساسی برخورد نکنه چرا که وقتی با احساس فقط جلو بری میخوری زمین که بلند شدنت سخته .فقط میمونه یه دله شکسته که چسبوندن تیکه هاش به هم اونو مثل اولش نمیکنه.من زیاد دیدم که دوستام چطور شکست خوردن.الانم ممکنه همچین عشق حقیقی پیدا بشه فقط میخواد به صدای قلبت گوش کنی تا بفهمی که من چی میگم………………

  20. مهرداد گفت:

    عالي بود

  21. مهرداد گفت:

    من هم با نظر باران موافقم. عشق توي اين دوره زمونه كه همه چي تقلبي و كپي برداري شده و چينيش تو بازار هست عشق هم از اين قاعده مستثنا نيست.به نظر من عشق فقط عشق آسماني يعني عشق بين انسان و خدا مفهوم داره.عشق زميني بين دو انسان فقط يه سايه و شبهه و يه ماكتي از عشق آسمانيست و البته خوبه واسه اينكه ما بتونيم مزه عشق واقعي(آسماني)را يه كم بچشيم.البته نه كاملا درك كنيم.مثل چشيدن يه قاشق از يه غذا لذيذ.چشيدن يه قاشق غذا كي بود مانند خوردن يه دل سير از اون غذاي لذيذ.

  22. بهنام گفت:

    داشتم از این طرفا رد میشدم گفتم حتما اینو بگم (( هر انسانی به اندازه شعورش عشق و در ک خواهد کرد و بس ))

  23. بهنام گفت:

    یه چیز دیگه (( ای کاش بارانی می آمد سیل آسا تا دو به دو سر پناهی می جستیم برای در امان ماندن آنگاه شاید نزدیک بودن را به تجربه می نشتیم )) دیر زمانیست هر روز تهی تر از دیروز !!! پی یافتن نمونه سوال کلیک کردم اما … نیافتم …برای بهتر بودن باید به بهتر شدن اندیشید … می دانم به بهشت خواهم رفت آخر خدا می داند چه رنجیست پیام نوری بودن!!

  24. l hldvd گفت:

    عشق يعني بچه هاي فاطمه

  25. مقصودي گفت:

    سلام دوستان
    من 5/10/90 امتحان پاسكال دارم
    كسي جزوه داره برام ايميل كنه
    ممنون ميشم
    (دانشجوي it از همدان- دانشگاه ميلاجرد)

  26. hamid گفت:

    سلام.اینجا سایت فرهنگیه یا عشقولانه………………..

  27. رضا ع گفت:

    بیچاره جوانهای الاف و بیکار
    واقعا خجالت آوره

  28. پریناز ح گفت:

    آقا مجتبی چه رشته ی می خونی؟ البته اگه فضولی نباشه

  29. سجاد سلیمانی گفت:

    سلام
    خانم ها و آقایان محترم این سایت واسه نظر دادنه
    نه این که گفتگوی شخصی
    اون چه گفتگویی .انگار سایت دوست یابیه؟؟
    یه ذره به خودتون بیاین

  30. علیرضا جووووون گفت:

    میگم چی میشه مگه بزار سایت فرهنگی رو به یه سایت عاشقی تبدیل کنیم این خودش یه اختراع یه ماهام میگن مبتکر

  31. ویدا ناناز گفت:

    بدبختانه خواستیم ی بار عکس ببینیم اونم نشد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  32. امير علي گفت:

    سلام ه همه دوستان عزيز
    خوش بحالتون چه حالي ميزنين، دور هميد خوش ميگذرونيد.شما همتون دانشجوي يه دانشگاهيد اين قدر صميمي هستيد بابا ي نگاهي به دور و ورتون كنيد.

    (آرزويم اينست:تو به باور برسي، كه در اين كنج هياهوي زمان، بين بي باوري آدمها، يك نفر ميخواهد تو سلامت باشي و بخندي همه عمر) آرزوي من براي همه شما سروراي عزيز
    خوش باشين همه ايراني هاي صبور و با ظرفيت

  33. یه بابایی گفت:

    سلام چه خبره اینجا
    نظر واسه یه عکس یا یه جامعه مجازی برای گفت و گو ؟؟

» ارسال نظرات

دریافت اخبار پیام نور از طریق پیام کوتاه
آموزش ایزو

سیستم گلستان شکرستان طنز نوشته های دانشگاه پیام نور
کلیه حقوق این سایت ، متعلق به پیام نور نیوز می باشد و استفاده از مطالب با ذکر نام منبع و درج لینک بلامانع است .
طراحی : پیام نور نیوز