pnunews.com

اخبار پیام نور

پیام نور نیوز

شکرستان
شکرستان غالبا به طنز خواهد پرداخت
شما نیز می توانید مطالب طنز آمیز و عکس های خود را برای ما ارسال کنید.
برای ارسال مطالب خود از اینجا اقدام کنید

 

در سوگ از دست دادن جزوه ام

ای که بردی جزوه ام را اشتباهی، پس بده / جز فراموشی ندارم من گناهی،‌ پس بده

روسیه گردم بدون جزوه من در امتحان / از برای من مخواهی روسیاهی،‌ پس بده

روز وشب چشمم براه جزوه می‌باشد، بیا / گر تو هم داری چو من چشمی براهی، پس بده

صد کلاه بوقی به سر دارم ز فرط تنبلی / تا نرفته بر سرم دیگر کلاهی،پس بده

گیر ما دیگر نیاید جزوه، پس این جزوه را / مستقیما گر نمیخواهی، براهی پس بده

جان تو مشروط می‌گردم،‌ بجان مادرت / لازمش داری نگهدار، ‌ار نخواهی پس بده

جزوه از من می‌بری؟ من مرکز نشرم مگر؟ / ای به قربانت شود جانم الهی، پس بده

گر تو هم مانند من بی‌جزوه‌ای،‌ باشد،‌ بیا / مال تو این جزوه اما گاهگاهی ، پس بده

چند ماهی مال تو،‌ اما دو روزی نزد من / من نمیگویم که آنرا چند ماهی پس بده

از دعای هر شب و آه سحر اندیشه کن!! / تا نرفته بر فلک از سینه آهی،پس بده

من نمیدانم چرا این جزوه را کش رفته‌‌ای / لعنت و دشنام و نفرین گر نخواهی پس بده

 

تاریخ ارسال : ۱۶ اسفند ۱۳۸۹ | طبقه بندی : شکرستان  
برچسب ها :

۳۹۴ نظر به جزوه ام را پس بده / شکرستان

comment rss - Trackback

  1. fereshte گفت:

    پس بده آی پس بده.

    روسیاهی را منامی افتخار جان مادر جزوه اش را پس بده

    بین تو چون دیوانه ها بر سر زند حال نگیر آخر بیاور پس بده

    گر ندی پس جزوه اش را این دفه من و مسعود و سپیده بر سرت

    خواهیم ریخت

    ناگهان جنجال خواهد شدبه پا حال خود دانی بیاور یا نیاور پس بده

    تا ز کزدارت نگشتی تو غمین مثل آدم ها بیاور جزوه اش را پس بده

    در راستای حمایت از شخص قربانی یا صاحب جزوه و تقدیم به دوستای گلم همین جوری اومد تو ذهنم امید وارم خوشتون اومده باشه.

    Thumb up 0 Thumb down 0

    • سپیده.م گفت:

      نمیری الهییییییی فرشتهههههه،انقدر خندیدم که نگو،فرشته جون خیلی با مزه بود.

      Thumb up 0 Thumb down 0

      • fereshte گفت:

        قربونت سپیده جون قابل شمار رو نداشت.خوشحالم که تونستم یه نفرو بخندونم.الهی که همه همیشه شاد باشن.حتی وقتی که یه مشکلی دارن لبخند از رو لباشون گم نشه.نگید نمیشه چون من اکثر اوقات حتی در سخترین شرایط زندگیم خنده رو لبام بوده .

        Thumb up 0 Thumb down 0

    • مسعود گفت:

      این فرشته ساده است و خط خطی است/سر به زیرویک کمی خجالتی است
      بوی سیب میدهد لباس او/دامنش حریرسبز صورتی است
      گوشواره هایش از ستاره است/تاجش از شهاب سنگ قیمتی است
      سرمه های نقطه چین چشم هایش/ریزه هایی ازطلای زینتی است
      تکه ای بهشت توی دستش است/خنده های کوچکش قیامتی است
      دشمنی همیشه در کمین اوست/دشمنش بدو حسودولعنتی است
      هاج وواج مانده روی این زمین/جزوه اش رابیارید پس دهید
      ولی فکرش کردید تودانشگاه عشق وعاشقی باگرفتن جزوه وکتاب شروع میشه؟حالا اونم که جزوه ی این برده حتما عاشفش شده چیکارش دارید همه دعواش میکنید
      ای که بردی جزوه اش عاشق شدی؟/ار نیاری جزوه اش سارق شدی

      Thumb up 0 Thumb down 0

      • fereshte گفت:

        باباااااااا آقا مسعود!!!!!!!!! هنگ کردم.شما و شعر گفتن؟!اونم چه شعری.بهبه دستتون یا خطتون یا فکرتون درد نکنه.خیلی نازه .خیلی خوشحالم که دوستایی مثل شما دارم .خیلی.به قول خودم ایول.

        Thumb up 0 Thumb down 0

        • مسعود گفت:

          شما چقدر زود هنگ میکنید!قابل شما رو نداشت.براهنگ کردن زود فعلا

          Thumb up 0 Thumb down 0

          • fereshte گفت:

            آقا مسعود آدمو می ترسونید.حالا این دفعه رو کوتاه بیاید.

            Thumb up 0 Thumb down 0

            • مسعود گفت:

              چي شد به اين زودي از دستم خسته شديد؟هنوز مونده…..
              فرشته گرچه برون از طلسم افلاک است
              نگاه او بتماشاي اين کف خاک است

              گمان مبر که بيک شيوه عشق مي بازند
              قبا بدوش گل و لاله بي جنون چاک است

              حديث شوق ادا ميتوان بخلوت دوست
              به ناله ئي که ز آلايش نفس پاک است

              توان گرفت ز چشم ستاره مردم را
              خرد بدست تو شاهين تند و چالاک است

              گشاي چهره که آنکس که لن تراني گفت
              هنوز منتظر جلوهء کف خاک است

              درين چمن که سرود است و اين نوا ز کجاست
              که غنچه سر بگريبان و گل عرقناک است

              Thumb up 0 Thumb down 0

            • fereshte گفت:

              سلام
              تقدیم به آقا مسعود و سپیده و باران جان.آقا مسعود بعید میدونم بتونی از رقابت با من جون سالم به در ببریییییییی.تسلیم شو.

              زندگی یک آرزوی دور نیست/زندگی یک جست و جوی کور نیست

              زیستن در پیله ی پروانه چیست؟ / زندگی کن زندگی افسانه نیست

              گوش کن دریا صدایت می زند/هر چه ناپیدا صدایت میزند

              جنگل خاموش می داند تو را/با صدایی سبز می خواند تو را

              آتشی در جان توست/قمری تنها پی دستان توست

              پیله ی پروانه از دنیا جداست/زندگی یک مقصد بی انتهاست

              هیچ جایی انتهای راه نیست/این تمامش ماجرای زندگیست.
              شعر و ببین آقا مسعود آخر مثبت اندیشی.

              Thumb up 0 Thumb down 0

            • مسعود گفت:

              فرشته خانم شما دوس داري من كم بيارم؟
              زندگي ، سبزترين آيه ، در انديشه برگ
              زندگي ، خاطر دريايي يک قطره ، در آرامش رود
              زندگي ، حس شکوفايي يک مزرعه ، در باور بذر
              زندگي ، باور درياست در انديشه ماهي ، در تنگ
              زندگي ، ترجمه روشن خاک است ، در آيينه عشق
              زندگي ، فهم نفهميدن هاست
              زندگي ، پنجره اي باز، به دنياي وجود
              تا که اين پنجره باز است ، جهاني با ماست
              آسمان ، نور ، خدا ، عشق ، سعادت با ماست
              فرصت بازي اين پنجره را دريابيم
              در نبنديم به نور ، در نبنديم به آرامش پر مهر نسيم
              پرده از ساحت دل برگيريم
              رو به اين پنجره، با شوق، سلامي بکنيم
              زندگي ، رسم پذيرايي از تقدير است
              وزن خوشبختي من ، وزن رضايتمندي ست
              زندگي ، شايد شعر پدرم بود که خواند
              چاي مادر ، که مرا گرم نمود
              نان خواهر ، که به ماهي ها داد
              زندگي شايد آن لبخندي ست ، که دريغش کرديم
              زندگي زمزمه پاک حيات ست ، ميان دو سکوت
              زندگي ، خاطره آمدن و رفتن ماست
              لحظه آمدن و رفتن ما ، تنهايي ست
              من دلم مي خواهد
              قدر اين خاطره را دريابيم.

              Thumb up 0 Thumb down 0

          • fereshte گفت:

            آقا مسعود؟این شعر رو خودتون گفتید؟خیلی قشنگه اگه خودتون گفتید که عالیه.من یه شعر نو که نمیشه گفت بهش ولی یه شعر واره دارم میذارم براتون درموردش نظر میدی؟مرسی
            غرق در رویاها / بر سر سجاده/ می برم دست دعا/ سوی آن شاه بقا /و به آرامی یک روح لطیف اندیشم/ و به نوری که درون بدنم جای خون می چرخد/ و چه زیباست اندیشه ی یک پرواز/ آری می شود با همان اندیشه پرشی داشت به اوج ملکوت/ پرشی رویایی /پرشی که در آن می توان دست رسد بر در باغ ملکوت /یا که نه حداقل دست بر گردن ماه آویختن / یا از آن هم کمتر/ و همین هم کافیست/ آری آری من به آن اندیشم/ یا به قول سهراب :من به زیبایی یک روح لطیف اندیشم.فرشته.

            Thumb up 0 Thumb down 0

            • مسعود گفت:

              به قول خودت باباااااااااااا ايوووووووووووووول!شعر گفتي در حد المپيك.تو شعرات يه ياديم از ما كن البته اگه دوس داشتي!

              Thumb up 0 Thumb down 0

            • سپیده.م به فرشته گفت:

              فرشته جونم شعرت خیلی خوب بود،ادامه بده حتما موفق میشی، ببین فرشته جون گوشتو بیار جلو میخوام یه چیزی بگم:ببین آقامسعودو بیخیال…فقط اسم منو تو شعرات بیار،مر30

              Thumb up 0 Thumb down 0

            • مسعود گفت:

              سلام سپیده خانم ببخشید من حرفتون شنیدم البته نمیخواستم ها ولی خوب متاسفانه گوشای من خیلی تیز بگم میتونه اسم شما رو هم ببره البته بعد اسم من حالا خود دانی!!!:)من ممکنه یه چند روزی نباشم البته ممکنه همین فردا دوباره کامنت بذارم ولی دوست دارم وقتی برمیگردم یه بحث درست وحسابی راه بندازید که بتونیم راجع به مسایل مختلف همفکری کنیم و از نظرات هم استفاده کنیم حالا انتخاب موضوع بحث باشما.بازم سال نو رو به شما وفرشته خانم وبقیه بچه ها تبریک میگم.

              Thumb up 0 Thumb down 0

      • fereshte گفت:

        آقا مسعود جزوه واسه من نیست واسه اونیه که شعر بالایی رو گفته.

        Thumb up 0 Thumb down 0

        • مسعود گفت:

          این پیشگیرانه بود گفتم یه وقت جزوتون نبرن مال اون که بردن آب ریخته هم به جوی بر نمیگرده!

          Thumb up 0 Thumb down 0

          • fereshte گفت:

            آقا مسعود نظرتون در مورد حرف آقای محمد چیه؟

            Thumb up 0 Thumb down 0

            • مسعود گفت:

              چی بگم…نظر هرهمه قابل احترامه.اینکه ما فقط به امکانات گیر میدیم چیز خوبی نیست دانشمندای قدیم ما بدون هیچ امکاناتی در چند زمینه ی علمی فعالیت کردن وتو همه موفق بودن حالا مابااین همه امکانات نمیتونیم تو یه رشته ام موفق شیم!پس اشکال کاریه جای دیگه است.در مورد کلاسا هم بگم بیشتر کلاسای ما ازمایشگاه داره وهمه 16جلسه هر کی میخواد جزوه بگیره بیاد رشته زیست شناسی!)شوخی کردم(
              به چشمانت)چشمانم(بیاموز که هرکس ارزش دیدن ندارد.

              Thumb up 0 Thumb down 0

            • fereshte گفت:

              مرسی از نظرت آقا مسعود.که رشته ی شما جزوه داره؟؟؟

              Thumb up 0 Thumb down 0

            • مسعود گفت:

              داره ولي من نگرفتم منتظرم خودشون بيارن بدن!!!!!!!!!!

              Thumb up 0 Thumb down 0

      • علی فولی گفت:

        مسعود خیلی نامردی مگه نگفته بودی که فقط برای من***شعر میگی:-(

        Thumb up 0 Thumb down 0

  2. پرستو ورودي 87 گفت:

    نه بابا! چه عجب يك شعر طنز با محتوا ديديم. جالب بود دوستان!

    Thumb up 0 Thumb down 0

  3. دوست گفت:

    ایول فرشته خانم شعر خیلی قشنگ و باحالی در جواب شعر دوستمون گفتین ، دستتون درد نکنه ، هنر و استعداد فوق العاده ای در شعر گفتن دارین ……….موفق باشین

    Thumb up 0 Thumb down 0

    • fereshte گفت:

      سلام ای دوست پیام نوری من.خیلی ممنون.قابل شمارو نداشت.ببخشید میشه بدونم خونتون کجاست.این سهراب سپهری چند سال دنبالتون میگرده.شنیدی میگه خانه دوست کجاست؟بی زحمت آدرستونو بزارید .بنده خدا دیگه خسته شده.ممنون از لطفتون.

      Thumb up 0 Thumb down 0

  4. ترنم2 گفت:

    الهیییییییییییییی.
    دلمونا خون کردی که.جزوه ی چی بوده؟بگو من از زیر سنگ هم شده برات میفرستم. 🙂

    Thumb up 0 Thumb down 0

    • فرزانه گفت:

      سلام ترنم جون……….خیلی شرمندم کردی از کامنتهای دیروزت…..
      شما خودت گلی…..من که بلد نیستم ازین شکلها بکشم…دیگه ببخش به بزرگواری خودت عسیسم……..بازم میگم خیلی خانمی….

      Thumb up 0 Thumb down 0

    • ترنم2 گفت:

      سلام به دوست خوبم
      خوبی فرزانه جون؟
      اختیار داری عزیزم.کاری نکردم.من فقط گل تقدیم گل کردم.
      انشالله که همیشه موفق و پیروز باشی.اینقد پیروز باشی که به عنوان کارشناس روانشناسی هر روز توی تلویزیون ببینمت و به عنوان مشاور با مردم صحبت کنی.
      آیندت روشته خانمی.به دلم اومده.

      Thumb up 0 Thumb down 0

      • فرزانه گفت:

        قربونت برم ترنم جونم…
        این دوبیتی تقدیم به شما:………….

        خدای اطلسی ها با تو باشد

        تمام دلخوشی ها با تو باشد

        تمام لحظه های خوب یک عمر

        بجز دلواپسی ها با تو باشد

        Thumb up 0 Thumb down 0

      • ترنم2 گفت:

        وای مرسی فرزانه جون.خیلی خیلی قشنگ بود.من خیلی کم پیش میاد از شعری خوشم بیاد ولی این عالی بود.خیلی بدلم نشست.ببخشید فرزانه جون من مثل شما اهل دل نیستم ولی مسجی که خواهرم برام فرستاده بود را تقدیم به شما می کنم.
        چه دعایی کنمت بهتر از این.خنده ات از ته دل.گریه ات از سر شوق.
        انشالله که هیچ وقت اشک از چشمای پاکت نیان مگه اینکه بخاطر شادی بوده باشه

        Thumb up 0 Thumb down 0

  5. فرزانه گفت:

    الهی الهی………….

    یه باراین بلا میخواست سرمن بیاداما با یک حرکت ضربتی وبا کمک

    دوستان ازون بنده خدا(رباینده جزوه)گرفتمش.. 🙂

    Thumb up 0 Thumb down 0

  6. سپیده.م گفت:

    ای که بردی جزوه این بی نوا را، پس بده!
    او ندارد جز حواس پرتی گناهی، پس بده!
    نا روا باشد که او گردد سیه رو در کوئیز
    گر نمی خواهی برایش رو سیاهی،پس بده!
    روز او گشته شب تار ز فراق جزوه اش
    اشک پشت اشک هق هق پشت هق هق، پس بده!
    تو ببین این بی نوا را با کلاه بوقی به سر
    بین دلت آید کنی او را مجازات، پس بده!
    بین چه با مز ه ست با این ظاهرو این تیپ و ژست
    کن بزرگی بهر او وجزوه اش راپس بده!
    او شود مشروط گر پس ندهی جزوه او
    رو ازو گیر یک کپیو بعد بیاور پس بده!
    جزوه از وی میبری یغما مگر این بی نوا
    از برای تو نوشته این مطالب، پس بده!
    تو بترس از آه و از نفرین و از ناله او
    تا نگیرد دامنت را آه و نفرین ، پس بده!
    تا نگشته خرمنت از آه او همچون زغال
    زود آور جزوه را با شرمساری پس بده!
    او ندارد کینه در دل چشم پوشی میکند
    تا نگشته بیش ازین دیرتر بیاور پس بده!

    Thumb up 0 Thumb down 0

    • fereshte گفت:

      سلام خوبی سپیده جون این چند روزه که نبودم دلم براتون یه ذره شده بود.شعرت خیلی قشنگ بود.مرسی گلم.

      Thumb up 0 Thumb down 0

      • سپیده.م گفت:

        سلام عزیزم،خوبیییییییییی؟پارسال دوست امسال آشنا!کجابودی؟منم دلم واستون تنگ شده بود،مرسی که همیشه میخندی آخه اگه یه سری به اون یکی سایت زده باشی میبینی که این شعار منه:
        “یادت………….نره……………… بخندی”

        Thumb up 0 Thumb down 0

  7. محمد گفت:

    کار این دانشگاه در پیتی رو ببین دیگه بچه های پیام نورم جزوء بازی میکنن
    اخه 6جلسه برا هر کلاس جزوء داره

    Thumb up 0 Thumb down 0

    • fereshte گفت:

      آقا محمد خواهش میکنم.این چه حرفیه .چرا درپیت؟؟؟دیگه وقتی خودمون به دانشگاه خودمون این حرف رو میزنیم از دیگران چه انتظاری داریم؟نمیگم دانشگاه ما عالیه ولی همچین بد و درپیت و مسخره هم نیست.دانشجوهاش با کلی سختی درس میخونن.خودشون باعث پیشرفت خودشون میشن.درست. ولی مگه ما چی از دانشجوهای دیگه کم داریم که عاشق نشیم شعر نگیم … ؟ هر دانشگاهی یه سری ضعف داره .میشه بدونم که چرا این حرف رو زدید؟اگه ممکنه.ممون میشم.

      Thumb up 0 Thumb down 0

    • fereshte گفت:

      اگه خوب دقت کنید می بینید که اسم این قسمت از سایت شکرستانه ینی طنز ینی شوخی کسی نگفت که من رفتم از یه دانشجوی پیام نور جزوه گرفتم و جزوه مو دزدیدنو حالا همه داریم التماس میکنسم که جزوشو پس بده.زیاد جدی نگیر شما.شوخیه.

      Thumb up 0 Thumb down 0

  8. مجتبي گفت:

    من دست خطم خوراك نامه هاي عاشقانه س
    ميگم چرا دخترا ازم جزوه ميگيرنا

    Thumb up 0 Thumb down 0

  9. مکتوب گفت:

    اینجا همه شاعر بودن ما خبر نداشتیم. یه کمی هم جدی حرف بزنیم. نه که زیاد جدی ها نه. خیلی هم طنز به نظر من خوب نیست. حداقل یه چیزی یاد بگیریم از هم . همش شعر و طنز و … خوب نیست. البته این نظر منه . نظر سایر دوستان هم بسیار محترمه. 🙂

    Thumb up 0 Thumb down 0

  10. باران گفت:

    سلام دوستان عزیز تازه وارد نمیخواین؟اجازه هست منم به جمع گرمو دوستانه ی سپیده جونو فرشته جونو آقا مسعود بپیوندم؟

    Thumb up 0 Thumb down 0

    • سپیده.م گفت:

      سلام عزیزم،خوش اومدی اجازه لازم نیست مااینجا همه با هم دوستیم.

      Thumb up 0 Thumb down 0

      • مسعود گفت:

        سپيده خانوم اين شعر تقديم به شما اميدوارم بپذيريد
        نمی دانم شب ما کی سحر شد
        به حال زار ما او را نظر شد

        نمی دانم دلا دیشب چه کردی
        دعای نیمه شب هایت اثر شد

        یکی آمد لبالب مهربانی
        مرا جام تهی لبریز و تر شد

        معطر چون گل یاس بهشتی
        جوان شد جان ، دم عیسی مگر شد

        به چشم پاک او بابا بزرگم
        زلبخندش دلم زیر و زبر شد

        نمی گویم ازو نام ونشانی
        اگر گویم ازو عالم خبر شد

        خدا یا (بی نشان) را بار دیگر
        سپیده سر زد و روزی دگر شد

        Thumb up 0 Thumb down 0

        • سپیده.م به مسعود گفت:

          سلام،ممنون از شعر قشنگتون،لطف دارید.

          Thumb up 0 Thumb down 0

          • مسعود گفت:

            سلام قابل شما رو نداشت.من يه معذرت خواهي به شما بدهكارم بابت اون روزاي اول كه اميدوارم من بخشيده باشيد.
            اين شعرم براي شما اميدوارم خوشتون بياد:
            ساعتی کز درم آن سرو روان بازآمد
            راست گویی به تن مرده روان بازآمد
            بخت پیروز که با ما به خصومت می‌بود
            بامداد از در من صلح کنان بازآمد
            پیر بودم ز جفای فلک و جور زمان
            باز پیرانه سرم عشق جوان بازآمد
            دوست بازآمد و دشمن به مصیبت بنشست
            باد نوروز علی رغم خزان بازآمد
            مژدگانی بده ای نفس که سختی بگذشت
            دل گرانی مکن ای جسم که جان بازآمد

            Thumb up 0 Thumb down 0

            • سپیده.م به مسعود گفت:

              سلام آقا مسعود،احوال شما؟خواهش میکنم…نفرمایید…احتیاجی به عذر خواهی نیست،بازم از شعر قشنگتون ممنونم،امیدوارم موفق باشید.

              Thumb up 0 Thumb down 0

            • مسعود گفت:

              سلام شماخوبید؟.ممنون از اینکه بخشیدید.این روزا کار من شده عذر خواهی ولی شانس آوردم همه مثل شما بامعرفتن.

              Thumb up 0 Thumb down 0

            • سپیده.م گفت:

              خجالتم ندید!شما از اونایی هستی که هیچی تو دلشون نیست پس مطمئنم اگه یه وقت کسی رو هم رنجونده باشید زود از دلش درمیاد البته مطمئن باشید من هیچوقت ازتون دلگیر نشدم چون از این جهت که به قول بعضیا دومتر زبون دارم هرچی گفتین راحت جوابتونو دادم.

              Thumb up 0 Thumb down 0

    • fereshte گفت:

      سلام باران جان .اختیار داری نیکی و پرسش ینی اجازه؟خیلی خوشحال میشیم.یه دوست جدید بارانی.خوش اومدی.

      Thumb up 0 Thumb down 0

    • مسعود گفت:

      آمدي جانم به قربانت ولي حالا چرا/حالا كه من افتاده ام از پاچرا
      اجازه مام دست شماست.ولي يه چيزي نگي بدبختيامون يادمون بياد.شوخي كردم هر چه ميخواهد دل تنگت بگو ….

      Thumb up 0 Thumb down 0

      • fereshte گفت:

        دوستای مهربونم.اینک به خاطر از کار افتادگی و شکستگی رایانم .مجبورم چندی از هم صحبتی با شما آقا مسعود سپیده جون و باران جون دور بمانم.ولی وای به حالتون اگه منو از یاد ببرید.چون من صادقانه در این لحضات دوری از شما به یادتون خواهم بود پس سر و گوشتون نجنبه.این شعر خداحافظی هم تقدیم شما.زود برمیگردم.
        شبیه برگ پاییزی پس از تو قسمت بادم / خداحافظ ولی هرگز نخواهی رفت از یادم

        خداحافظ و این یعنی در اندوه تو میمیرم/در این تنهایی مطلق که می بندد به زنجیرم

        و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمیارد/و برف نا امیدی بر سرم یکریز میبارد

        چگونه بگذرم از عشق و از دلبستگی هایم؟/چگونه می روی با این که می دانی چه تنهایم؟

        خداحافظ تو ای همپای شبهای غزل خوانی/خداحافظ به پایان آمد این دیدار پنهانی

        خداحافظ بدون تو گمان کردی که می مانم؟/خداحافظ بدون من یقین دارم که می مانی. برمیگردم.زیاد جدی نگیرید این شعر خیلی دیگه جدی بود.خودمم یه لحظه فکر کردم واسه همیشه میرم.

        Thumb up 0 Thumb down 0

        • سپیده.م به fereshte گفت:

          فرشته جون منتظرتم…
          عشق یک واژه لال است….تو باید باشی
          قلب من زیر سوال است….تو باید باشی
          فال حافظ زدم آن رند غزل گو هم گفت
          زندگی بی تو محال است…توباید باشی

          Thumb up 0 Thumb down 0

    • مسعود گفت:

      وای باران باران
      هر نفس، بوی تو آید اینجا
      هر نفس، نام تو را گویم من
      یاد تو خاطرم آید هر جا
      وای باران باران
      گرچه تنهایم و از تو دورم
      لیک، سرشارم از خاطر تو
      لیک، با شادی تو مسرورم
      وای باران باران
      گرچه یک لحظه نبودم با تو
      بودم اما شب و روز
      شاد با خاطر زیبای تو
      وای باران باران
      مهربانی و سراسر خوبی
      خوب و زیبا
      تو چقدر خوشرویی
      وای باران باران
      نفسم، بازدمم، یاد منی منم وتنهايي تو هميشه ز فرياد مني
      واي باران باران بهتر از رويايي
      سبزتر از مهر وبهار تو چقدر زيبايي

      Thumb up 0 Thumb down 0

  11. باران به سپیده.م گفت:

    سلام سپیده جون ممنون از لطفت.راستی یادم رفته بود با شما که دوسته دوستم عزیزم.

    Thumb up 0 Thumb down 0

  12. باران به مسعود گفت:

    دوستیت زلال،مرامت وفا،یاریت سکوت،باطنت دریا،وجودت عزیز،داشتنت رویا،ارزشت بالتر از طلا،حافظت خدا.ممنون از لطفت نه ما عامل خوشبختییم مطمئن باش.

    Thumb up 0 Thumb down 0

  13. باران به فرشته گفت:

    سلام ممنون فرشته جون که منو به جمع گرم دوستانتون پذیرفتید.لطف داری قربونتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت…….

    Thumb up 0 Thumb down 0

  14. باران به مسعود گفت:

    دوستیت زلال،مرامت وفا،یاریت سکوت،باطنت دریا،وجودت عزیز،داشتنت رویا،ارزشت بالاتر از طلا،حافظت خدا.ممنون از لطفت.نه من معمولا عامل خوشبختییم اینو تجربه بهم ثابت کرده…منو لادن تجربشو داریمممممممممممممممم

    Thumb up 0 Thumb down 0

    • مسعود گفت:

      شما رو مطمئنم ولي لادن شك دارم چون من يه بار روغن لادن خوردم اون يه بارم دلم درد گرفت!منظورتون روغن لادن ديگه نه؟تجربتون ميشه بگيد؟
      نسبت آب ونژادت باران
      نامت آرامش ویادت بارن
      همه دریای تورامی جویند
      رودکانون وستادت باران
      ابررحمت متراکم شدوخوب
      آسمان یک شبه زادت باران
      عشق آموخت توراعلم سما
      علم توعشق وسوادت باران
      بی گمان حنجره ای طوفانی
      می کندسرخوش وشادت باران
      هم زمین قاب گرفته ست تورا
      هم زمان نام نهادت باران
      ازسربندگی ومهرووفا
      ادب و عرض ارادت باران

      Thumb up 0 Thumb down 0

  15. حمید م گفت:

    سلام جواب من به آقا محمد گل :
    آی دزد!

    دوستان! دزد کتابم را برد
    گور باباش که تابم را برد

    شب که وارد شد و در خوابم دید
    مایه ی راحت و خوابم را برد

    سال پیش آمد و با نامردی
    ساعت نیمه خرابم را برد

    غصه اینجاست: کتاب عاریه بود
    آن پدر سوخته آبم را برد

    دیدمش غمزده دیشب در خواب
    کی؟ همانکس که کتابم را برد

    گفتمش دزد! چکارت به کتاب
    پاسخی داد که خوابم را برد:

    ×قیمتی تر ز کتاب آیا هست؟×
    پاسخش روی جوابم را برد

    این بگفت و پس از آن با رندی
    ضبط و ماشین حسابم را برد !!

    Thumb up 0 Thumb down 0

    • مجتبي گفت:

      حاج حميد
      يه چند تا از اون شعرهاي عاشقانه همرا با طنز يا هر چي ديگه اينجا ميذاري
      قربونت خيلي نياز دارم چندتا از شعرهاتو تو شكرستان ديدم خيلي باحال بود

      منتظريم
      قربوونت

      Thumb up 0 Thumb down 0

  16. مکتوب گفت:

    اینجا انگار شده چت روم باران و سپیده و مسعود و ترنم …
    ما هم که … 🙁 از شما انتظار نداشتم. منم میرم تا یه چت روم خصوصی بشه …. خوش باشین. 🙁

    Thumb up 0 Thumb down 0

    • مجتبي گفت:

      كجا سركار مكتوب باش داره خوش ميزگره

      يه اس ام اس چهارشنبه سوري براي تو عزيز :

      ” چهارشنبه سوری هر آتیشی که دیدی به یاد قلب منم باش آخه از دوریت بدجوری آتیش گرفته “

      Thumb up 0 Thumb down 0

  17. باران به مسعود گفت:

    آخه روغن لادن خوردین دلتون درد گرفت.اشکال نداره بزرگ شین فراموش میکنین!!!!!!!!!!!میگم عجب طبع شعری دارینا به زنم به تخته چش نخورین…………….. ترشی نخورده یه چیزی میشین!!!!!!!!!!!!!!

    Thumb up 0 Thumb down 0

    • مسعود گفت:

      سلام بزنيد به تخته يا نزنيد من تو شعر هيچي نميشم چون اونا مال خودم نبود متاسفانه ترشيم زياد ميخورم!!!!!!!!نيستيد كجاييد؟همين بود اومدنتون؟ببينم ميتونيد جاي فرشته خانم پر كنيد؟واقعا جاشون خاليه نه؟يه حرفي يه حديثي!!تجربتون نگفتيد.

      Thumb up 0 Thumb down 0

      • fereshte گفت:

        سلام.آقا مسعود.می بینم که دوستای جدیدی پیدا کردید.چه خبرا ؟پیدا کردی کسی که جای منو بگیره؟ممنون باز شما یه کوچولو از ما یاد کردی.ای روزگار.خوبی آقا مسعود؟این چند روزه جو اینجا خداروشکر شادتر شده.
        فدای رفیقی که روی طاقچه ی دلش گاهی قاب عکس ماروهم یه دستمال میکشه.

        Thumb up 0 Thumb down 0

        • مسعود گفت:

          سلام اومديد؟خبر ميداديد يه گاويً،گوسفندي،شترمرغي يا حداقل مرغي سر ميبريديم.حال شما خوبه؟خبري نيست فقط منتظر عيديم.جاتون خيلي خالي بود.اين شعرم تقديم به شما
          دل میزند ز شوق نوای وصـــــال دوست
          به به عجب خدنگ نماید، کــــمال دوست

          این نور عرش باشد و یا قــــرص آفتاب
          یا آنکه بر فـروغ نشسته جــمال دوست
          گويي که بازفصل بهاران رسیــــده است
          کز هرطرف چـو باد وزیده شمال دوست
          بر عاشقان و خــســـته دلان از وفا بگو
          تا با سرور و شـوق نماید سؤال دوست
          ای پیر میکده! چـکـــــنم جام آتشین؟
          زیرا که نوش کـــرده ام آب زلال دوست
          با شوق وبانشاط وشعف «سائس» اینچنین
          گوید خدای را کـه: مبادا زوال دوسـت

          Thumb up 0 Thumb down 0

      • fereshte گفت:

        خیلی دلتون میخواد جای من پر شه.آره؟

        Thumb up 0 Thumb down 0

        • مسعود گفت:

          دوست دارم جاتون خالي نباشه.اينجا يه كم ساكت شده نه؟كمك ميكنيد شلوغش كنيم؟

          Thumb up 0 Thumb down 0

          • fereshte گفت:

            آره .بابا هستم.چرا نباشم.همه رفتن هو حس شکست عشقی.فقط من و شما حس عید و داریم.
            تو ای مسعود! طالع سعدت نهفته در دلم/تو ای ساعی سعادت بر نگاهت جای است امشب
            گفتی به غمم بنشین یا از سر جان برخیز / فرمان برمت جانا بنشینم و بر خیزم.

            Thumb up 0 Thumb down 0

            • مسعود گفت:

              سلام فرشته خانم.بابا كدوم عشق به كسي توهين نشه ولي خيلي از عشقاي الان اينطوريه كه شاعر ميگه :
              این روزا عمر عاشقی دوروزه
              ایشالا پیر عاشقی بسوزه
              بلا به دور از این دلای عاشق
              که جمعه عاشقند و شنبه فارغ!
              گذاشته روی میز من ، یه پوشه
              که اسم عشق‌های بنده توشه
              زری، پری،‌سکینه، زهره، سارا
              وجیهه و ملیحه و ثریا
              نگین و نازی و شهین و نسرین
              مهین و مهری و پرند و پروین
              چهارده فرشته و سه اختر
              دولیلی و سه اشرف و دو آذر
              سفید و سبزه ، گندمی و زاغی
              بلوند و قهوه‌ای و پرکلاغی …
              هزار خانمند توی این لیست
              با عده‌ای که اسم‌شون یادم نیست!
              گذشت دوره‌ای که ما یکی بود
              خدا و عشق آدما یکی بود
              نامه مجنون به حضور لیلی
              می‌رسه اینترنتی و ایمیلی!
              شیرین می‌ره می‌شینه پیش فرهاد
              روی چمن تو پارک بهجت ‌آباد
              زلفای رودابه دیگه بلند نیست
              پله که هس ، نیازی به کمند نیست
              تو کوچه ، ‌غوغا می‌کنند و دعوا
              چهار تا یوسف سر یک زلیخا!
              نگاه عاشقانه بی‌فروغه
              اگر می‌گن: «عاشقتم» دروغه
              تو کوچه‌های غربی صناعت
              عشقو گرفتن از شما جماعت
              کجا شد اون ظرافت و کرشمه
              نگاه دزدکی کنار چشمه؟
              کجا شد اون به شونه تکیه کردن
              کنار جوب آب ، گریه کردن
              دلای بی‌افاده یادش به خیر
              دخترکای ساده یادش به خیر
              من از رکود عشق در خروشم
              اگر دروغ می‌گم ، بزن تو گوشم
              تو قلب هیشکی عشق بی‌ریا نیست
              حجب و حیا تو چشم آدما نیست
              کشته دلبرند و ارتباطش
              فقط برای برخی از نکاتش!
              پرنده پر ، کلاغه پر ، صفا پر
              صداقت از وجود آدما ، پر
              دلا! قسم بخور ، اگر که مردی
              که دیگه گرد عاشقی نگردی
              ما توی صحبت رک و راستیم داداش
              عشق اگه اینه ، ما نخواستیم داداش.

              Thumb up 0 Thumb down 0

            • fereshte گفت:

              سلام داش مسعود خوبی؟آره به خدا کدوم عشق.این شعرو مخصوصا گذاشتم چون مخاطبش عاشقای پاکن.والا از اون شعرای بی مغز میذاشتم.

              Thumb up 0 Thumb down 0

            • fereshte گفت:

              fereshteبه مسعود
              آقا مسعود جون من این شاعر شما کیه میشه بگی ؟کشتی مارو با این شاعرت و شعراش.

              Thumb up 0 Thumb down 0

            • مسعود گفت:

              سلام فرشته خانم.چی شد از دستم ناراحت شدید؟من که منظوری نداشتم فقط فکر کردم میتونم پیش شما حرف دلم بزنم
              ما زیاران چشم یاری داشتیم/خود غلط بود آنچه می پنداشتیم
              این دفعه باید بیام ازشماعذرخواهی کنم،نه؟

              Thumb up 0 Thumb down 0

          • سپیده.م به fereshteوباران و مسعود گفت:

            سلام دوستان،احوال شما؟دلم خیلی خیلییی واستون تنگیده بود، ببین آقا مسعود دوروز نبودم سایت چه سوت و کور شده!پس بچه های خوبی باشیدو و قدر منو بدونید!!!اگه فک کردید به این زودیا از دست من خلاص میشید سخت در توهمید چون من حالا حالاها دست از سردوستان برنمیدارم پس بیخودی خوشحال نباشید…هه…هه..

            Thumb up 0 Thumb down 0

            • مسعود گفت:

              سلام سپيده خانم اومديد من فكر كردم برا هميشه رفتيد خوشحال شدم(نه بابا شوخي كردم ناراحت نشيد).آره واقعا اين چند روزه كه نبوديد سوت و كور بود.اين شعرم برا شما كه زياد ميخنديد:
              تو يه دانشگاه گنده
              دو تا دانشجو اسيرن
              دوتا بدبخت دوتا مشروط(بلا نسبت)
              يكي شون تو يكي شون من!

              درسا سنگينه و سخته
              درساي كشكي ناجور
              شده برج زهرماري
              واسه دانشجوي مجبور!

              هميشه مشروطي بوده
              بين ترماي من وتو
              با همين خيطي گذشته
              شب و روزاي من و تو

              مابايد يه جوري در ريم
              يه جايي ليسانس بگيريم
              واسه ما مشروطي مرگه
              ما تلپ بشيم ميميريم

              كاشكي دانشگاه خراب شه
              من وتو با هم بميريم
              تو يه دانشگاه ديگه
              درساي خوبي بگيريم!

              شايد اونجا ديگه استاد
              با دانشجو بد نباشه
              واسهءدرس خوندنامون
              مشروطي يه سد نباشه!

              مابايد يه جوري در ريم
              يه جايي ليسانس بگيريم
              واسه ما مشروطي مرگه
              ما تلپ بشيم ميميريم

              Thumb up 0 Thumb down 0

            • سپیده.م به مسعود گفت:

              بابا آقا مسعود با شعراتون حسابی چوبکاری میفرمایید!در ضمن دشمناتون بدبخت و مشروط!انشاءا.. همیشه بخندین.

              Thumb up 0 Thumb down 0

  18. مجتبي گفت:

    خرگوش سردش بود؛

    آدم برفي به آغوشش کشيد.

    صبح آدم‌برفي آب شده بود..!

    Thumb up 0 Thumb down 0

  19. مجتبي گفت:

    اهاي تو كه عشق مني به فكر من باش يه كمي
    به فكر من كه عاشقم ولي تو بي خيالمي
    به فكر من كه بعد تو خسته و بي طاقت شدم
    اهاي به فكرتم هنوز به فكر من باش يه كمي

    اهاي تمومه زندگيم بي تمومه زندگيم
    اهاي تمومه زندگيم رو به غروبه زندگيم
    اهاي تمومه دلخوشيم داري تو غصه مي كشي

    Thumb up 0 Thumb down 0

  20. مجتبي گفت:

    دلمان پیش کسی است که حواسش پیش ما نیست

    واي تا يه ماه ديگه نميتونم ببينمش

    اين دانشگاه با ماه چه ها كه نكرد

    يه پست جديد بديد تو اين شكرستان مديران

    Thumb up 0 Thumb down 0

  21. مجتبي گفت:

    الان با گذشت اين همه مدت به اين نتيجه رسيدم که مزه عشق به جدايي اش است .. !
    حرف يه پيرعشق كه حسابي قولش دارم

    Thumb up 0 Thumb down 0

  22. مجتبي گفت:

    دلم مي‌گيره از هواي ابري ، مي‌آم مي‌شينم بغل يه قبري!
    يهو دلم از همه‌چي سير مي‌شه ، اشکام از اين چشا سرازير مي‌شه!
    نه مي‌تونم مرگتو باور کنم ، نه مي‌تونم دوريتو از بر کنم!
    دست خودم نيست غم خزونه ، مي‌خوام که لااقل دلت بدونه!

    Thumb up 0 Thumb down 0

  23. مجتبي گفت:

    خداحافظ گل همواره در یادم،خداحافظ
    نگار خوش خط و خالم،پریزادم،خداحافظ
    من و تو راهمان از هم جدا تقدیرمان این است
    تو چون شیرین و من از نسل فرهادم،خداحافظ
    اگرچه حتم دارم که مرا از یاد خواهی برد
    ولی هرگز نخواهی رفت از یادم،خداحافظ…
    تو را با لحظه های سبز و شیرینت رها کردم
    و خود چون برگ پاییزی که افتادم ،خداحافظ…
    و کاش آن لحظه را هرگز به چشمانم نمیدیدم
    نگاهت را پس از آنکه ندا دادم خداحافظ!

    Thumb up 0 Thumb down 0

  24. باران به مجتبی گفت:

    سلام آقا مجتبی میگم فضولی نباشه عاشق شدین!!!!!!!!!! میگم بسوزد پدر عشق که چه میکند با بچه های مردم آخهههههههه!!!!!!!!!!!!غصه نخورین انشاا… در سال جدید به عشقتون یا همون آرزوهاتون برسین………..

    Thumb up 0 Thumb down 0

    • مجتبي گفت:

      دوستان شرح پريشاني من گوش کنيد
      داستان غم پنهاني من گوش کنيد
      قصه بي سروساماني من گوش کنيد
      شرح اين آتش جانسوز نگفتن تا کي
      سوختم سوختم اين راز نهفتن تا کي؟
      روزگاري من و دل ساکن کويي بوديم
      ساکن کوي بت عربده جويي بوديم
      کس در آن سلسله غير از منو دل بند نبود
      يک گرفتار از اين جمله که هستن نبود
      اول آنکس که گرفتار شدش من بودم
      باعث گرمي بازار شدش من بودم
      عشق من شد سبب خوبي و رعنايي او
      دادرسوايي من شهرت زيبايي او
      بس که دادم همه جا شرح دلارايي او
      شهر پر گشت ز غوغاي تماشايي او
      اين زمان عاشق سر گشته فراوان دارد
      کي سر برگ من بي سر و سامان دارد

      Thumb up 0 Thumb down 0

      • مکتوب گفت:

        سلام آقا مجتبی. امیدوارم حالتون خوب باشه. اول اینکه ممنون حداقل توی این جمع یکی فقط یکی بود که منو تحویل گرفت اونم شما بودین. 🙂 متشکر. دوم اینکه شعراتون خیلی قشنگ بود من که اشکم در اومد 🙁 خیلی سوزناک بودن. با اجازتون همشو کپی کردم. بازم ممنون. موفق باشین. سال نو پیشاپیش مبارک. اگه خدا بخواد ما عازم مشهدیم . خوش باشین. سر تحویل سال ما رو هم دعا کنید. یا علی مدد.

        Thumb up 0 Thumb down 0

        • مجتبي به مكتوب گفت:

          هشتاد و نه جان ، اين برخورد ناجوانمردانه و غير حرفه اي که تو امسال با من داشتي رو ، اين زلزله هه با ژاپن نداشت !!! امريکا هم با افغانستان و عراق نداشت !!!

          Thumb up 0 Thumb down 0

  25. مجتبي گفت:

    دارم قبض گاز رو اينترنتي چک مي کنم ،
    همچين استرسي رو قبلا فقط موقع چک کردن نتايج کنکور تجربه کرده بودم !

    Thumb up 0 Thumb down 0

  26. مسعود گفت:

    اينم تقديم به همه اونايي كه عيد مهمون زياد دارن مثل خودمون!!!!!!!!
    خونه مون عیدا پر مهمونه
    می رن مهمونا از اونا فقط
    آشغالِ میوه به جا می مونه !
    کجاست اون کیوی ؟ چی شد نارنگی ؟
    کجا رفت اون موز ؟! خدا می دونه !
    جعبه خالی ِ شیرینی هنوز
    گوشه ی طاقچه پیش گلدونه
    عطرش پیچیده تا آشپزخونه
    شیرینیش کجاست ؟ خدا می دونه
    می رن مهمونا از اونا فقط
    جعبه ی خالی به جا می مونه !
    از بس خونه رو به هم می ریزن
    آدم مثل خر تو گِل می مونه
    یکی نیست بگه خداوکیلی
    جای پوست پسته توی قندونه ؟!
    قند نصفه ی عموجون هنوز
    خیس و لهیده ته فنجونه
    حالا خداییش قندش مهم نیست
    کنار اون قند نصف دندونه !
    می رن مهمونا از اونا فقط
    نصفه ی دندون به جا می مونه !!
    پسته ی خندون ، بادوم شیرین
    فندق در باز ، مال مهمونه
    « پرسید زیر لب یکی با حسرت » :
    که از این آجیل، به غیر از تخمه،
    واسه ما بعدها چی چی می مونه ؟

    Thumb up 0 Thumb down 0

    • کیانا به مسعود گفت:

      شرح پریشان حالی یک سری از دوستان است
      حالا چرا دندون عمو جون جا مونده؟
      کنار قنده لهیده……وایییییییییییی………واییییییییییی
      هر خانه ای قصه خودش را از عید داره
      من دوستام میگن ما عید نوروز فامیل های جدید پیدا میکنیم که تاحالا نمیشناختیمشون
      همین میشه که 13 تخمه باید خورد

      Thumb up 0 Thumb down 0

      • مسعود گفت:

        سلام كيانا خانم.اونو شوخي گفتم جدي نگيريد!من بابام نه پسر كوچيك خانواده است نه پسر بزرگ ولي پدر بزرگ و مادر بزرگم پيش ما زندگي ميكنن و عيدا عموهام و عمه هام همه ميان اينجا وماشاالله خونمون شلوغ ميشه البته خا له هام و داييامم هستن ولي وقتي حتي يه نفرشونم نمياد جاي خاليش احساس ميشه يعني يه جوريه كه عيدمون با بودن اونا معني پيدا ميكنه وتا اونا نيان احساس نميكنيم كه عيده.برا من هميشه روزاي اول عيد بهترين روزا و روزاي آْخر عيد بدترين روزاست.هر كسي موقعيتش مثل من باشه ميفهمه من چي ميگم.پيشاپيش هم سال نو رو بهتون تبريك ميگم.

        Thumb up 0 Thumb down 0

        • کیانا به مسعود گفت:

          نه خود من خم پدرم بزرگ خانواده است
          ما به هم شبیه هستیم
          با این تفاوت که پدر من پدربزرگه
          فکر کن من چی میکشم؟؟
          ولی عید وهمین چیزا
          مامانم داره سرم داد میکشه دیر شده حاضر شو.
          عیدتم مبارک
          و بقیه دوستان
          عیدتم خوش بگذره با فامیلاتون

          Thumb up 0 Thumb down 0

          • مسعود گفت:

            سلام.من خیلی دوست داشتم موقعیت شمارو داشتم یعنی عمو و دایی بچه های همسن خودم وبزرگتر بودم چون اونطور بهتر باهم رابطه برقرار میکردیم همونطور که من الان با دایی وخاله عمو های تقریبا همسن خودم بهتر رابطه برقرار میکنم ومیتونم حرف دلم بهشون بزنم مخصوصا خالم که اتفاقا اونم تو پیام نور درس میخونه.ان شاالله به شماهم با خواهرزاده وبرادرزاده هاتون خوش بگذره.

            Thumb up 0 Thumb down 0

  27. محسن گفت:

    یکی گفت دوست داره /// باورش کن// یکی گفت ناراحتی // هی دکش کن// یکی گفت عاشقته ///زود خفش کن /// هر کسی هر چیزی گفت واسه خودش/// کی اومد کنار تو ///گفت تنهایی///

    Thumb up 0 Thumb down 0

    • کیانا به مجتبی گفت:

      قلبم ضعیفه نکن این کارها را با ما

      “نه مطلبهای قشنگیه من برای دوستام تکس کردم”

      آآآآآآآآآآآآآه خدای من چه آآآآآآآتشین

      Thumb up 0 Thumb down 0

      • مجتبي به كيانا گفت:

        حالا يه چيز ميگم يه خورده بخند عزيز

        يارو نشسته بوده پشت بنز آخرين سيستم، داشته صد و هشتاد تا تو اتوبان ميرفته، يهو ميبينه يه موتور گازي ازش جلو زد!خيلي شاكي ميشه، پا رو ميگذاره رو گاز، با سرعت دويست از بغل موتوره رد ميشه.
        يه مدت واسه خودش خوش و خرم ميره، يهو ميبينه متور گازيه غيييييژ ازش جلو زد!ديگه پاك قاط ميزنه، پا رو تا ته ميگذاره رو گاز، با دويست و چهل تا از موتوره جلو ميزنه.همينجور داشته با آخرين سرعت ميرفته، يهو ميبينه، موتور گازيه مثل تير از بغلش رد شد!!طرف كم مياره، راهنما ميزنه كنار به موتوريه هم علامت ميده بزنه كنار.خلاصه دوتايي واميستن كنار اتوبان، يارو پياده ميشه، ميره جلو موتوريه، ميگه: آقا تو خدايي! من مخلصتم، فقط بگو چطور با اين موتور گازي كل مارو خوابوندي؟!موتوريه با رنگ پريده، نفس زنان ميگه: والله … داداش…. خدا پدرت رو بيامرزه که واستادي… آخه كش شلوارم گير كرده به آينه بغلت

        Thumb up 0 Thumb down 0

  28. باران به مسعود گفت:

    سلام من جایی نرفتم شما کم پیدا ترین ؟؟؟؟؟؟؟؟؟آخه ترشی دوست دارین !!!!!!!!!!!!! من جای فرشته خانومو نمیتونم پر کنم .اینو بدونید هر کسی فقط میتونه جای خودش باشه………………….

    Thumb up 0 Thumb down 0

    • fereshte گفت:

      سلام باران جون.بابا با معرفت.کشته ی معرفتتم به خدا.آقا مسعوده دیگه عیب نداره بزار خوش باشه.ممنون که ازم یاد کردی.

      Thumb up 0 Thumb down 0

    • مسعود گفت:

      سلام ديدم كم حرف شديد گفتم يه حرفي بزنيد.آره منم موافقم هيچكس نميتونه جاي كسي ديگه رو بگيره چون هر كسي يه روحيات وخصوصيات منحصر به فردي داره!!به هر حال دوس داريم باشيد.

      Thumb up 0 Thumb down 0

  29. fereshte گفت:

    سلام آقا مسعود سپیده باران و آقا مجتبی.
    آقا مجتبی ضمن دعا برای شما و وضعیتتون امیدوارم خدا بهتون صبر بده و عشقتون از اون عشقای ناب و پاک باشه.تقدیم به شما

    سیصد گل سرخ یک گل نصرانی /ما را ز سر بریده میترسانی؟/
    ما گر ز سر بریده میترسیدیم / در محفل عاشقان نمی رقصیدیم/ در محفل عاشقان خوشا رقصیدن/دامن ز بساط عافیت برچیدن/
    در دست سر بریده ی خود بردن/در یک یک کوچه کوچه ها گردید/
    سیصد گل سرخ یک گل نصرانی /.ما را ز سر بریده می ترسانی؟/
    ما گر ز سر بریده می ترسیدیم/در محفل عاشقان نمی رقصیدیم/
    هر جا که نگاه میکنم خونین است/از خون پرنده ای گلی رنگین است/
    در ماتم گل پرنده می موید و گل/از داغ دل پرنده داغ آگین است/
    فانوس هزار شعله اما در باد/می سوزد و سر خوش است و چین وا چین است/
    یعنی که به اشک و موی خود گم نکنید/از عشق هر آنچه می رسد شیرین است/
    در آتش و خون پرنده پر خواهد زد/بر بام بلند خانه پر خواهد زد/
    امشب که دوباره ماه بالا آمد/می آید و باد پشت در خواهد زد/
    یک ساقه ی سبز در دلم خواهد کاشت/مهتاب بر آن شبنم تر خواهد زد/
    صد جنگل سرخ در هوامی شکفد/خورشید به شاخه ها شرر خواهد زد.
    تشکر.البته از رو ترانه براتون نوشتم.

    Thumb up 0 Thumb down 0

    • مجتبي به كيانا گفت:

      ميدوني عزيز:

      *خدا باهام بهم زده*

      Thumb up 0 Thumb down 0

    • مجتبي به فرشته گفت:

      تلاش براي فراموش کردن کسي که دوستش داري ، درست مثل اين مي مونه که کسي رو که تا حالا نديدي ، بخواي به خاطر بياري

      Thumb up 0 Thumb down 0

    • مجتبي به فرشته گفت:

      امشب به سوگ آرزوهايم نشسته ام و در غم نبودنت اشک فراق مي ريزم …
      امشب شمع حسرت آرزوهاي برباد رفته ام ذره ذره آب مي شود ….
      امشب براي مرگ آرزوهايم لباس سياه مي پوشم …
      کاش امشب کسي براي عرض تسليت به خانه دلم مي آمد……
      کاش امشب تو بودي و دلداري ام ميدادي و دفتر کال آرزوهايم را ورق ميزدي…
      اما… اما افسوس که تو نيستي و زندگي بي تو قشنگ نيست

      Thumb up 0 Thumb down 0

      • fereshte گفت:

        اینم یه شعر سرسنگین از دوست خوبم آقای سعدی.
        من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی / عهد نابستن از آن به که ببندی و نپایی
        دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو دادم/ باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی؟
        شمع را باید از این خانه به در بردن و کشتن /تا به همسایه نگوید که تو در خانه ی مایی
        پرده بردار که بیگانه خود این روی نبیند / تو بزرگی و در آیینه ی کوچک ننمایی
        عشق و درویشی و انگشت نمایی و ملامت / همه سهل است،تحمل نکنم بار جدایی
        خلق گویند برو دل به هوای دگری دم / نکنم خاصه در ایام اتابک،دو هوایی.

        Thumb up 0 Thumb down 0

        • مجتبي به فرشته گفت:

          خسته بودم، اما خوابم نمي رفت

          ستاره شمردم ، اما خوابم نمي رفت

          به تو فکر کردم و مهربوني ات رو شمردم

          تا شايد خوابم بره…

          خوابيدم، اما يادمه شمردن رو توخواب ادامه دادم

          Thumb up 0 Thumb down 0

      • آریا به مجتبی گفت:

        کاش می توان زمان را بازگرداند
        و لحظه ای دیگر شاید بتوان دید
        لحظه ای را که هر لحظه دلم پر می کشید
        لحظه ای که شوق عشق لزه بر اندامم می انداخت
        در کنارت بودم آرزوی لحظه هایم بود
        گر نمی دیدمت باز هم در خیالم هوایت بود
        چه زود گذشت لحظه های با تو بودن
        کاش باز گردد این لحظه و زمان بایستد
        گر چه رفتی و دلم را شکستی
        اما هوای خاطرم هنوز مانده در پس راه رفتنت
        روزها را در فکر تو به شب خواهم رساند
        شبها را تا صبح در خیالت خواهم گریست

        درکت میکنم مجتبی جان!!!!! دل بستن مثل انداختن یه سنگ توی دریاست و دل کندن مثل پیدا کردن همون سنگ توی دریاست
        گاهی شکست عشقی آدم رو شاعر میکنه که یه منظومه بگی ولی هیچکی نیست که بخونه و با خط به خط احساست گریه کنه.

        Thumb up 0 Thumb down 0

    • سپیده.م به fereshte گفت:

      سلام به همه دوستان عزیز،فرشته جون ممنون ازلطفت،من عاشق این ترانه ام واقعا کیف کردم،مر30عزیزم

      Thumb up 0 Thumb down 0

  30. مجتبي به كيانا گفت:

    عجيب است زندگي!غريب است زندگي!
    آنگاه که آشنايان غريبه ميگردند و
    غريبگان آشنا
    آنگاه که از کنار رهگذري ميگذري و
    با خود ميگويي اين غريبه چه آشنا بود؟

    پرودگارا در اين سراي بي کسي
    تو آشناترينم باش..

    ن.س نميدونم شايد تو هم انقدر كه من بهت فكر ميكنم بهم فكر ميكني
    من به پنج دقيقه هم راضيم

    Thumb up 0 Thumb down 0

  31. مکتوب به مجتبی گفت:

    سلام آقا مجتبی. امیدوارم حالتون خوب باشه. اول اینکه ممنون حداقل توی این جمع یکی فقط یکی بود که منو تحویل گرفت اونم شما بودین. متشکر. دوم اینکه شعراتون خیلی قشنگ بود من که اشکم در اومد خیلی سوزناک بودن. با اجازتون همشو کپی کردم. بازم ممنون. موفق باشین. سال نو پیشاپیش مبارک. اگه خدا بخواد ما عازم مشهدیم . خوش باشین. سر تحویل سال ما رو هم دعا کنید. یا علی مدد.

    Thumb up 0 Thumb down 0

    • مجتبي به كيانا گفت:

      مكتوب جان برو به سلام ما دعات ميكنيم

      يخورده بخند :

      خوب از بچه هاي قديمي خبر داري؟

      ـ آره راستي پيمان رو که يادته؟ ازدواج کرده…

      ـ نـــــــــــــه…؟؟!! اون ديگه کي بوده زن پيمان شده؟؟!!

      ـ درست حرف بزن خواهر منو گرفته!!!!

      Thumb up 0 Thumb down 0

    • مجتبي به مكتوب گفت:

      ببخشيد منظورم مجتبي به مكتوب بود نوشتم مجتبي به كيانا
      پوزش

      Thumb up 0 Thumb down 0

  32. مجتبي گفت:

    يک پايان تلخ، بهتر از تلخي بي‌پايان است

    يكي از ديالوگهاي شهاب حسيني در فيلم ‌”درباره الي”

    Thumb up 0 Thumb down 0

    • کیانا به مجتبی گفت:

      نه دیگه”سلسله جبار نمک”
      نه حالم را با حرفات عوض کردی
      اول شک داشتم که یک آقایی ولی نه واقعاا آآآآآآآآآآآآآآآقایی
      عیدتم مبارک
      “امیدوارم که سال جدید را با شیرینی شروع کنی و در پایان سال هم سر سفره عقد با شیرینی تمام”

      Thumb up 0 Thumb down 0

      • مجتبي به كيانا گفت:

        هرچه که فکر مي‌کنم، مي‌بينم
        بارِ اولي که عاشق شدم
        بارِ آخر بود…

        چرا فكر كردي من اقا(!) نيستم ؟
        بخاطر شعرام ؟

        ميدوني عزيز فاصله اي كه من بي احساس با احساس شدم زياد نبود …

        Thumb up 0 Thumb down 0

      • مجتبي به كيانا گفت:

        من فقط يک نفر رو داشتم
        که هر شب خوابش رو مي بينم
        که ديگه باهام حرف نمي زنه
        که فقط دو بار ديدمش
        كه ….

        Thumb up 0 Thumb down 0

        • کیانا به مجتبی گفت:

          چرا این قدر ناراحت .دم عیدی حالم را نگیر خوش حال باش و بدون که ارزش واقعی هر چیز را وقتی میفهمی که از دستش بدی
          قدر این لحظات خوب .دوستی ها و ….
          خیلی با احساسی و من این احساسات رو تحسین میکنم
          و این بد نیست ومن به شوخی گفتم
          انسان واقعی کسی که بتونه احساسات خودش را بروز بده
          همینطور ادامه بده
          ماهستیم تا به همه حرفات گوش بدیم
          بگو هر چه میخواهد دل تنگت بگو

          Thumb up 0 Thumb down 0

        • کیانا به مجتبی گفت:

          مجتبی عزیز از گفتن چیزی گه میخواستی منصرف شدی
          بگو من و بقیه دوستان این جا هستیم تا به حرف های یکدیگر گوش کنیم
          به این جا میگن عشقولانه در پیام نور

          Thumb up 0 Thumb down 0

        • سپیده.م به فرشته گفت:

          سلام،ببخشید نکنه این بنده خدا که میگین ازتون جزوه گرفته آخه یادمه که گفتین خوش خطین،به هر حال عاشق شدین بدجور یعنی در حد تیم ملی! بابا پدر عشق بسوزه.
          تقدیم به اون کسی که فقط دو بار(!) دیدینش:
          خسته ام از این کویر، این کویر کور و پیر
          این هبوط بی دلیل این سقوط ناگزیر
          آسمان بی هدف، بادهای بی طرف
          ابرهای سربه راه، بیدهای سربه زیر
          ای نظاره شگفت ای نگاه ناگهان
          ای هماره در نظر ای هنوز بی نظیر
          آیه آیه ات صریح سوره سوره ات فصیح
          مثل خطی از هبوط مثل سطری از کویر
          مثل شعر ناگهان مثل گریه بی امان
          مثل لحظه های وحی، اجتناب ناپذیر
          ای مسافر غریب، در دیار خویشتن
          با تو آشنا شدم با تو در همین مسیر
          از کویر سوت و کور تا مرا صدا زدی
          دیدمت ولی چه دور دیدمت ولی چه دیر
          این تویی در آن طرف پشت میله ها رها
          این منم در این طرف پشت میله ها اسیر
          دست خسته مرا مثل کودکی بگیر
          با خودت مرا ببر، خسته ام از این کویر…

          Thumb up 0 Thumb down 0

          • مجتبي به سپیده.م گفت:

            سلام سپيده جان
            اين دوبار ديدن
            دوبار ديدن شاعرانه هست
            گرفتي مطلبو عزيز ؟

            ممنون از تو براي شعر زيبات با اجازت سيو كردم

            دستاني که کمک مي کنند پاکتر از دستهايي هستند که رو به آسمان دعا مي کنند.

            Thumb up 0 Thumb down 0

        • سپیده.م به مجتبی گفت:

          ببخشید فرشته رو اشتباهی تایپ کردم آخه از بس این فرشته جون گله اسمش همش سر زبونمه.

          Thumb up 0 Thumb down 0

          • fereshte گفت:

            سپیده جون گل خودتی مهربون.حالت خوبه ؟یادش بخیر این آقا مسعودو سربه سرش میذاشتیم حالا که باهم دوست شدیم دیگه نمیشه سربه سرش گذاشت.من دق میکنم نمی تونم یه دقیقه آروم باشم.باید شلوغ کنم.پوزش.

            Thumb up 0 Thumb down 0

          • مسعود گفت:

            سلام فرشته خانم.عیب نداره هی برو پیش این و اون بد مارو بگو!!!حالا سپیده خانم که غریبه نیستن ولی نکن این کارا رو دلم میشکنه)شوخی میکنم جدی نگیرید(هر چه قدر میخواید شلوغ کنید موافقم. من ناراحت نمیشم بامن شوخی کنید فقط دوست ندارم کسی از دستم ناراحت بشه!سال نو رو هم به شما وسپیده خانم وبقیه دوستان تبریک میگم.آرزوی بهترین ها رو برای شما دارم.

            Thumb up 0 Thumb down 0

            • سپیده.م به فرشته،مسعود،باران گفت:

              ممنون آقا مسعود،واسه شما و دوستان دیگه تو اون یکی سایت پیام تبریک گذاشتم.

              Thumb up 0 Thumb down 0

        • fereshte گفت:

          سلام آقا مجتبی به قران میفهمم حالتو.خیلیی سخته خیلی خیلی سخته.میدونم که به هیچ عنوان نمیشه با یه آدم عاشق همدردی کرد ولی خواستم بگم بهت که بدونی منم کشیدم.مطمن باش حرفتو می فهمم.کیانا جون برا آدم عاشق عید و عزا یکیه بهار و زمستون یکیه.مگه این که عشقش پیشش باشه اونوقت حتی زمستونشم بهاره عزاشم عیده.

          Thumb up 0 Thumb down 0

  33. باران به مسعود گفت:

    سلام آقا مسعود مننون که به من هم عقیدهاید.نه کم حرف نیستم.پاش بیفته……………….. البته بگما پرحرفم نیستم سعی میکنم به جا حرف بزنم!!!!!!!!!!!!!!!!!

    Thumb up 0 Thumb down 0

    • مسعود گفت:

      سلام باران خانم الان وقتش كه حرف بزنيد.
      هر سال تو را غرق صفا می خواهم
      هر روز تو را کامروا می خواهم

      از بهر تو وهر که تو را دارد دوست

      آرامش خاطر از خدا می خواهم

      Thumb up 0 Thumb down 0

  34. باران 2 گفت:

    وقتی اون شب توی مهتاب توی ذهنم گشته بودی دیدی من چیزی ندارم قلبمو برداشته بودی.
    وقتی تو عکس دریا گم شدیم بدون قایق
    توشدی کشتی نوح و من شدم عاشق عاشق
    وقتی بارون نگاهت روی صورتم میبارید.
    به جز از چشمای پاکت چشمام هیچ کس رو نمیدید.
    وقتی اون شب توی مهتاب غصه خوردم گریه کردی.
    فارغ از اینکه یه روزی میری و بر نمیگردی.

    Thumb up 0 Thumb down 0

    • مجتبي به باران 2 گفت:

      آهاي ِ روزگار !!

      برايم مشخـــص کن

      اينبــار کــدام سازت را کوک کــرده ايي تا برايم بزنـــي

      مي خواهـــم رقصــم را با سازت

      هماهنگ کنم … !!

      Thumb up 0 Thumb down 0

    • مجتبي به باران 2 گفت:

      اون ميره
      مثل من که يک روز رفتم

      من مي مونم
      مثل اوني که يک روز يک جا موند

      اون مي خنده
      از پشت عينکش تيله هاش مي افتن توي دست هام

      اون مي خنده و گوش مي ده
      صداي من مي ره و مي ره
      نمي رسه و تيله ها مي افتند و مي شکنند و توي دست من
      ماهي هاي سرخ تنم توي بلور شکسته ي نگاهش
      شنا مي کنند
      بوي شوري خون مي گيرم

      Thumb up 0 Thumb down 0

    • کیانا به باران 2 گفت:

      دوستان کامنت های زیبایی میزارن
      من هم میخوام که رومانتیک باشم
      ولی نمیشه
      در هر صورت این یکی خیلی زیبا بود

      Thumb up 0 Thumb down 0

  35. مینا.س گفت:

    وفا باید وگرنه یار بسیار,گلی باید وگرنه خار بسیار,گلی باید که سایه داشته باشد,وگرنه سایه ی دیوار بسیار تقدیم به شماها

    Thumb up 0 Thumb down 0

  36. مینا.س گفت:

    اقا مجتبی بابا ایول شعر خداحافظیت عالی بود

    Thumb up 0 Thumb down 0

    • مجتبي به مينا.س گفت:

      شب رفتنت عزيزم,هرگز از يادم نميره
      واسه هرکسي که ميگم قصه شو , آتيش ميگيره

      دل من يه دريا خون بود ,چشم تو يه دنيا ترديد
      آخرين لحظه نگاهت غصه داشت باز ولي خنديد

      شب رفتنت يه ماهي توي خشکي رفت و جون داد
      زلزله خيلي دلارو اون شب از غصه تکون داد

      غما اون شب شيشه هاي خونه رو زدن شکستن
      پا به پام عکساي نازت اومدن تا صبح نشستن

      تو چرا از اينجا رفتي تو که مثل قصه هايي
      گلم از چه چيزي باشه نه بدي نه بي وفايي

      شب رفتنت نوشتي شدي قربوني تقدير
      نقره ي اشکاي من شد دور گردنت يه زنجير

      شب تلخ رفتن تو گلدونامون اشکي بودن
      قحطي سفيدي ها بود همه انگار مشکي بودن

      شب رفتنت که رفتي گفتي ديگه چاره اي نيست
      ديدم اون بالا ها انگار عکس هيچ ستاره اي نيست

      شب رفتن تو ياسا دلمو دلداري دادن
      اونا عاشقن وليکن تنها نيستن که زيادن

      بارون اون شب دستشو از سر چشمام بر نمي داشت
      من تا ميخواستم ببارم هرکسي ميديد نميذاشت

      شب رفتن تو رفتم سراغ تنها نوارت
      اون که واسه م همه چي بود , آره تنها يادگارت

      سرنوشت ما يه ميدون , زندگي اما يه بازي
      پيش اسم ما نوشتن حقته بايد ببازي

      شب رفتن تو خوندن واسه من همه لالايي
      يکي ميگفت که غريبي يکي ميگفت بي وفايي

      شب رفتن تو ابرا واسه گريه کم آوردن
      آشنا ها براي زخم وا شده م مرهم آوردن

      شب رفتن تو تسبيح از دست گلدونا افتاد
      قلب آرزوهام انگار واسه ي هميشه وايساد

      شب رفتن تو غربت, جاي اونجا , اينجا پيچيد
      دل تو بدون منظور رفت و خوشبختيمو دزديد

      شب رفتن تو ديدم يکي از قناري ها مرد
      فرداش اما دست قسمت اون يکي هم با خودش برد

      شب رفتن تو چشمات راست راستي چه برقي داشتن
      اين همه آدم چرا من , پس با من چه فرقي داشتن

      شب رفتنت پاشيدم همه اشکامو تو کوچه
      قولتو آروم گذاشتم پيش قرآن لب طاقچه

      شب رفتنت دلم رفت پيش چشمايي که خيسن
      پيش شاعرا که دائم از مسافر مي نويسن

      شب رفتن تو ديدم تا که غم نياد سراغت
      هيچ زمون روشن نميشه واسه ي کسي چراغت

      شب رفتن تو ديدم خيليه غماي شاعر
      روي شيشه مون نوشتم مي مونم به پات مسافر

      برو تا همه بدونن , سفرم اينقدا بد نيست
      واسه گفتن از تو اما هيچکي شاعري بلد نيست

      برو تا همه بدونن , سفرم اينقدا بد نيست
      واسه گفتن از تو اما هيچکي شاعري بلد نيست

      يادت نره عزيز
      شب عيد باستانيمون اينو (!) بگو نه اونو (!)

      اي آنکه به تدبير تو گردد ايام
      اي آنکه بدست توست احوال جهان
      اي ديده و دل از تو دگرگون مادام
      حکمي فرما که گردد ايام به کام

      Thumb up 0 Thumb down 0

      • کیانا-2 به مجتبی گفت:

        دلم را شکوندی برو حالشو ببر
        چرا جواب کامنت من را ندادی
        “خیلی بدی”
        شما که هنوز غم داری
        دم عیدی بخند حال ما را این طوری نگیر داداشی
        یه چیز بگو دل آدم وا بشه
        کامنت های قبلی من را هم برو بخون

        Thumb up 0 Thumb down 0

  37. مجتبي به سپیده.م گفت:

    كاش جزوه رو ازم گرفته بود

    تا اين رو براش مي نوشتم:

    ای عاشقها
    که با دلبر نشسته
    شاد و خندانید
    یک نفر تنهاست…
    دارد می‌سپارد جانی

    و ميگفتم:

    من به تو فکر میکنم..

    پس هستی..!

    تو به من فکر نمیکنی.

    اما هستم … !‌

    Thumb up 0 Thumb down 0

  38. مجتبي به سپیده.م گفت:

    كاش جزوه رو ازم گرفته بود

    تا اين رو براش مي نوشتم:

    من به تو فکر میکنم..

    پس هستی..!

    تو به من فکر نمیکنی.

    اما هستم … !‌

    Thumb up 0 Thumb down 0

    • سپیده.م به مجتبی گفت:

      ای بابا آقا مجتبی!اینجوری که شما دارید با خودتون تا میکنید دور از جون اگه تا آخر تعطیلات دووم بیارید جای تعجب داره!
      معشوقه محترم سرکار خانم (ن.س)این بنده خدا بدجور تر از بدجور خاطرتو میخواد،نظری…!!!

      Thumb up 0 Thumb down 0

  39. مجتبي به كيانا گفت:

    شب خستم بودم ولي خوابم نبرد
    ستاره رو شمردم ولي خوابم نبرد
    به تو فكر كردم و مهربونيت رو شمردم
    تا شايد خوابم ببره …

    خوابيدم اما يادمه شمردن رو تو خواب ادامه دادم…

    دوست دارم كاش تو لحظه اي رو براي شمردن خوبي هاي من ميذاشتي
    ولي دريغ… البته شايد من خوب نيستم

    براي (ن.س)

    Thumb up 0 Thumb down 0

    • کیانا به مجتبی گفت:

      خیلی ناراحتی
      نه این درمون نداره باید خودت کمکم بفهمی که ارزش واقعی هر چیز چیه
      مطمئن باش 2سال دیگه این ها تمام میشه میره
      زود فراموشش میکنی طوری که حتی نمیتونی به یادش بیاری
      ولی نه یه موقع هایی….
      نه نمیشه آیه و حدیث برات خوند
      به این میگن درد بی درمون
      “داداشی شما ادامه بده ببینم تا کجا میخواهی پیش بری”

      Thumb up 0 Thumb down 0

  40. مجتبي به همه گفت:

    يادتون نره عزيزان سر سفره عيد باستانيمون (!) اينو (!) بگين …

    اي آنکه به تدبير تو گردد ايام
    اي آنکه بدست توست احوال جهان
    اي ديده و دل از تو دگرگون مادام
    حکمي فرما که گردد ايام به کام

    من اول ايرانيم بعد مسلمون

    شب عيد شب قدر من است
    شب قدر هر آن شبی است که در آغوش معشوق، سحر شود.
    اما دريغ…

    اميدوارم مجبور نباشيم تو سال جديد اينو به خودمون بگيم:
    لطفا جای خالی را با نفر مناسب پر نمایید.

    Thumb up 0 Thumb down 0

  41. مجتبي به همه گفت:

    براي اون كودكي كه اين روزها چشمانش پشت ويترينهاي مغازه ها حلقه ميزند:

    …كفش هایم كو؟!
    دم در چیزی نیست.
    لنگه ی كفش من این جاها بود!
    زیر اندیشه ی این جا كفشی!
    مادرم شاید این جا دیشب
    كفش خندان مرا، برده باشد به اتاق
    كه كسی پا نتپاند در آن

    هیچ جا اثر از كفشم نیست
    نازنین كفش مرا درك كنید
    كفش من كفشی بود
    كفشستان!
    و به اندازه ی انگشتانم معنی داشت…
    پای غمگین من احساس عجیبی دارد
    شصت پای من از این غصه ورم خواهد كرد
    شصت پایم به شكاف سر كفش، عادت داشت…!

    نبض جیبم امروز
    تندتر می زند از قلب خروسی كه در اندوه غروب
    كوپن مرغش باطل بشود …..
    جیب من از غم فقدان هزار و صدو هشتاد و سه چوق
    كه پی كفش، به كفاش محل خواهد داد
    «خواب در چشم ترش می شكند.»
    كفش من پاره ترین قسمت این دنیا بود
    سیزده سال و چهل روز مرا در پا بود
    «یاد باد آن نهانش نظری با ما بود»
    دوستان! كفش پریشان مرا كشف كنید!
    كفش من می فهمید كه كجا باید رفت
    كه كجا باید خندید.
    كفش من له می شد گاهی
    زیر كفش حسن و جعفر و عباس و علی
    توی صف های دراز
    من در كله ی صبح، پی كفشم هستم
    تا كنم پای در آن
    كه به آن «نانوایی» می گویند!
    شاید آن جا بتوان،نان صبحانه ی فرزندان را
    توی صف پیدا كرد
    باید الان بروم….اما نه!
    كفش هایم نیست! كفش هایم…كو؟!

    Thumb up 0 Thumb down 0

    • سپیده.م به مجتبی گفت:

      وااااای نگو اقا مجتبی،یکی از دلایلی که از عید بدم میاد اینه که خیلی از بچه ها حسرت به دل میمونن،با وجود اینکه هیچوقت همچین شرایطی رو نداشتم اما کاملا درک میکنم که چقدر سخته!
      ارزوی داشتن کفش نو… بلوزوشلوار نو… مسافرت وخیلی چیزای دیگه، باورتون نمیشه اگه بگم از همون بچگیام هیچوقت دلم نمیخواست موقع خرید یه بچه دیگه نیگام کنه و بگه کاشکی…
      به خاطر همین حالا که بزرگ شدم هیچوقت در عید خرید نمیرم یعنی هر زمانی که چیزیو لازم داشته باشم میگیرم حالا هر وقتی که میخواد باشه.

      Thumb up 0 Thumb down 0

  42. مینا.س به مجتبی گفت:

    دیگه واسه این حرفی واسه گفتن ندارم,قربون دستت

    Thumb up 0 Thumb down 0

  43. مینا.س به مجتبی گفت:

    گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست,بین من و عشق تو ولی فاصله ای نیست,گفتم که کمی صبر کن و گوش به من کن,گفتی که نه باید بروم حوصله ای نیست,پرواز عجب عادت خوبیست ولی حیف,تو رفتی و دیگر اثر از چلچله ای نیست,گفتی که کمی فکر خودم باش و ان وقت,جز عشق تو در خاطر من مشغله ای نیست,رفتی و خدا پشت و پناهت به سلامت,بگذار بسوزد دل من مسئله ای نیست

    Thumb up 0 Thumb down 0

  44. مسعود گفت:

    اينم تقديم به همهء اونايي كه به مدرك ليسانسشون دلخوش كردن:

    دوش رفتم بردرپیرمغان
    گفتم
    سلام ای پیر!ای مرشد!
    سرت خوش باد! من
    “لیسانس” بگرفتم.
    زجا برخیز، شوری،
    شورشی ای پیر
    هورایی بِکش با من
    زجا
    برخیز، برمن “مشتلق ” فرمای .
    “سلامم
    را توپاسخ گوی،
    لب، بگشای”!
    اگر کوه از
    تکانش جای خوردی او نخوردی از تکانش جای!
    دلم بشکست،
    رنگم سرخ شد چون سرخی سرخاب
    خانم ها
    ومدرک شل شد و
    آهسته دستم برزمین
    افتاد!
    نه نه نه !
    و دستم شل شد و آهسته
    مدرک برزمین افتاد.
    مرشد
    سبحه ای دردست
    قلیانی به پیش روی
    لبخندی ، نه لبخندی که
    نشینی ، نیشخندی
    مرحمت فرمود
    وگفتا مشتلق
    می خواهی ازمن ؟!
    نیک فرمودی!
    بیا تا مشتلق
    فرمایمت مشتی که لق باشد
    نشستم- اوزجا
    برخاست
    بخرامید تا اقصای انباری
    وبعد از
    نیم ها !ساعت
    بیامد کوزه ای دردست
    زیبا
    کوزه ای براق، سفّالین
    هنوز از قدمتش بوی
    شراب کهنه می آمد
    بگفت ای طفلک بیچاره
    مفلوک!
    فردا بهترین الگوی بیکاری!
    الا
    بدبختِ بی برگ و نوا هر روز!
    الا ای مدرکت
    فردا برای هریگانی پوچ و تکراری!
    آَیا علاف
    هربازار!
    توای هنجار ناهنجار!
    اسیر دست
    محرومیت و فقدان !
    عجین با ذلت و خواری!
    الا بر چهره ات بنشسته رنگ فقر وناداری!
    بگیر این کوزه را با خود ببر
    بردرب آن
    بگذار فردا مدرک خود را
    وآبش را بخور خوش
    باش!
    برو…
    سی سال خواندی
    سوختی ، مُردی
    فدای شادی شاسی بلندان سیاست
    ضعف ها کردی
    فدای آن وزیر گرم روی گنج خوابیده
    شکستی،
    رنج ها بردی
    فدای چشم صاحب منصبِ بی درد؛
    تب کردی
    فدای ناز آقازادگان دزد میلیون
    وتریلیونی
    زمین خوردی
    فدای پوز خند برج
    سازان و
    سرِانبوه سازان خصوصی ساز ! – … بيا
    این کوزه را بردار فرزندم
    بروخوش باش!
    محمود طیّب

    Thumb up 0 Thumb down 0

    • کیانا به مسعود گفت:

      وای نگو من باهزار آرزو درس میخونم
      “نه با حال بود”
      فکر کنم شما مثل ما از قشر آسیب پذیری
      همچین دلت پره
      من موندم حیرون دوستان این مطالب را آرشیو دارن یا سرچ میکنن
      از تو آستینشون همچین کلمات قصاری در میاد
      ولی باز هم با حال بود چون چیزی غیر از حقیقت نیست

      Thumb up 0 Thumb down 0

      • مسعود گفت:

        سلام کیانا خانم.همچین آسیب پذیر آسیب پذیرم نیستم دلمم پرنیست فقط واقع گرام.هرکی بامن درمورد موقعیت شغلی رشتم حرف میزنه بهش میگم تو لیسانسش خودمم اصلا انتظار شغل مناسب ندارم مگر فوق لیسانس وبالاتر.

        Thumb up 0 Thumb down 0

    • مجتبي به مسعود گفت:

      دست مريزاد حاج مسعود

      منم به اين خوشم:

      آدما دو دسته اند

      دسته اول… اونايي که مرداد بدنيا اومدن

      دسته دوم… اونايي که آرزو دارن اي کاش مرداد بدنيا ميومدن

      تولدم مبارک(البته چندماه ديگه)

      Thumb up 0 Thumb down 0

    • سپیده.م به مسعود گفت:

      بسی بسیار تر از بسیار خوشمان آمد،خرسندیم از اینکه جنابعالی نیز چونان مااهل اشعار طنز وهزل آمیز می باشید،همچنان ادامه دهید و این حقیر رانیز بهره مند سازید،سپاس مارا پذیرا باشید.

      Thumb up 0 Thumb down 0

  45. کیانا گفت:

    دوست دارم آفتاب بشم تا نور بارونت کنم
    دور تو بگردم و این دل قربونت کنم
    آسمون بشم برات ستاره بارونت کنم
    یه دل خالی دارم میخوام که قربونت کنم

    دوست دارم کفتر بشم تو آسمون پر بزنم
    برم و تو اوج عشق سری به دلبر بزنم
    بشینم رو بوم بیام دونه و چنبر بزنم
    اگه روم در و وا نکرد تا به سحر پر بزنم

    همیشه با اینکه این دل نگرونه
    یه بهار پشت زمستون و خزونه
    میدونم خدای ما که مهربونه
    ما را باز بهم دوباره میرسونه

    دوست دارم باتو باشم تا باشه دنیا
    هم تو بیداری و هم تو خواب و رویا
    واست آواز بخونم مثل قدیما
    گل اومد بهار اومد میرم به صحرا
    عاشق رویای ام بی نسیب و تنها
    گل اومد بهار اومد تو دوری اما

    Thumb up 0 Thumb down 0

    • مجتبي به كيانا گفت:

      توجه كردي با اين كه همديگه رو نميبينيم اما دوستان خوبي اينجا پيدا كرديم
      سعي ميكنيم تو اين دنياي مجازي همديگه رو درك كنيم كاري كه تو دنيايي واقعي گاهي اوقات ازش طفره ميريم

      راستي شما كدوم استاني و چه رشته اي؟

      من تهران – مهندسي نرم افزار

      Thumb up 0 Thumb down 0

  46. مجتبي به كيانا گفت:

    ببخشيد اگه ناراحتت كردم

    امروز صبح حس عجيبي داشتم

    از خونه كه بيرون زدم متوجه شدم توي ابرام

    حس پرواز داشتم…

    جلو تر كه رفتم هركسي رو كه ميديدم توي ابرا بود

    آخه امروز هوا مه آلود بود.

    Thumb up 0 Thumb down 0

  47. مجتبي به كيانا گفت:

    خوب از بچه هاي قديمي خبر داري؟

    ـ آره راستي پيمان رو که يادته؟ ازدواج کرده…

    ـ نـــــــــــــه…؟؟!! اون ديگه کي بوده زن پيمان شده؟؟!!

    ـ درست حرف بزن خواهر منو گرفته!!!!

    ـ !!!!!!!!!!

    Thumb up 0 Thumb down 0

    • کیانا به مجتبی گفت:

      مجتبی عزیز من اصفهانم و فلسفه و کلام میخونم
      پیمان را هم نمیشناسم
      ولی این را با شما موافقم که اینجا همدیگر را بهتر درک میکنیم
      خوشحالم که مودت را عوض کردی
      از کامنت هات معلومه که شما سرحال تری
      لطفا نشون بده که خوشحالی؟
      خواهش میکنم حرف های شادتر از این بزن؟

      Thumb up 0 Thumb down 0

  48. کیانا گفت:

    با تو از خاطره ها سرشارم
    جشن نوروز تو را کم دارم
    سال تحویل دلم میگیرد
    با تو تا آخر خط بیدارم

    “نه من یکی تا سال تحویل بیدارم”

    Thumb up 0 Thumb down 0

  49. کیانا به مجتبی گفت:

    مجتبی عزیز من همه کامنت های زیبای شما را خواندم
    و به این نتیجه رسیدم که …….
    دوست من همه ما یک روز عاشق میشویم وتنها شما نیستی که احساس تنایی میکنی
    این سندروم دنیای امروز است
    نمیتوان به انتظار نشست و….
    باید زیست و در تلاطم امواج بندگی کن با قلبی آکنده از عشق
    و این آرامش قبل از طوفان است
    پس
    محکم بایست
    زیرا که دگر غیر از این چاره ای نیست.

    “حرف های دیگری با تو داشتم ولی نشد …”

    Thumb up 0 Thumb down 0

  50. fereshte گفت:

    سلام
    این متن رو به همتون با تمام دلم تقدیم میکنم.سال نو همتون مبارک باشه.
    آمین.
    فقط بچه ها بابای فرزانه جون یادتون نره.
    با تو از خاطره ها سرشارم تو را کم دارم/سال تحویل دلم میگیرد با تو تا آخر خط بیدارم./

    Thumb up 0 Thumb down 0

  51. باران به مجتبی گفت:

    اینم تقدیم به شما که عاشقی:
    شاید بپرسی از خودت کجامو در چه حالیم برای دلخوشیت میگم خوش باش عزیزم عالیم.
    اما حقیقت اینه که بدون تو شکسته ام رو مرز مرگو زندگی بدون تو نشسته ام شاید بپرسی از خودت چی شد کجا رفته صدام حق بده بهم که بعد تو نخوام که با دنیا راه بیام.
    شاید بپرسی از خودت چی شد که بی نشون شدم برای دل کندن ازت ندیدی نصفه جون شدم.

    Thumb up 0 Thumb down 0

  52. مینا.س گفت:

    بهار یک نقطه دارد,نقطه ی اغاز بهار زندگیتان بی انتها باد…دوستان عیدتان مبارک

    Thumb up 0 Thumb down 0

  53. مینا.س گفت:

    امروز با غرورت باز هم مرا شکستی / با ناز و قهر و کینه مهرم ز دل گسستی / دانی که بی تو هیچم ای ماه بی مروت / باشد که بار دیگر قلب مرا شکستی

    Thumb up 0 Thumb down 0

  54. مینا.س گفت:

    قول داده بودیم ما به هم که تن ندیم به روزگار

    چه بی دووم بود قول ما جدا شدیم آخر کار

    گل مغرور قشنگم من فراموشت نکردم

    بی تو اینجا رو نمیخوام میرم و برنمیگردم

    Thumb up 0 Thumb down 0

  55. مینا.س گفت:

    عشـــــــــق بـــــي پــايــان

    پیرمردی صبح زود از خانه اش خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید عابرانی که رد می شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند . .
    پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند. سپس به او گفتند: “باید ازت عکسبرداری بشه تا مطمئن بشيم جائی از بدنت آسیب ديدگي يا شکستگی نداشته باشه ”
    پیرمرد غمگین شد، گفت خيلي عجله دارد و نیازی به عکسبرداری نیست .
    پرستاران از او دلیل عجله اش را پرسیدند :
    او گفت : همسرم در خانه سالمندان است. هر روز صبح من به آنجا می روم و صبحانه را با او می خورم. امروز به حد كافي دير شده نمی خواهم تاخير من بيشتر شود !
    يكي از پرستاران به او گفت : خودمان به او خبر می دهیم تا منتظرت نماند .
    پیرمرد با اندوه ! گفت : خیلی متأسفم. او آلزایمر دارد . چیزی را متوجه نخواهد شد ! او حتی مرا هم نمی شناسد !
    پرستار با حیرت گفت: وقتی که نمی داند شما چه کسی هستید، چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او می روید؟
    پیرمرد با صدایی گرفته ، به آرامی گفت: اما من که می دانم او چه کسی است !

    عشق واقعی به این می گن بعضی ها یاد بگیرن…….

    Thumb up 0 Thumb down 0

  56. مینا.س به مجتبی گفت:

    جاده ي قلب مرا رهگذري نيست كه نيست
    جز غبار غم و اندوه در آن همسفري نيست كه نيست

    آن چنان خيمه زده بر دل من سايه ي درد
    كه در او از مه شادي اثري نيست كه نيست

    شايد اين قسمت من بود كه بي كس باشم
    كه به جز سايه مرا با خبري نيست كه نيست

    اين دل خسته زماني پر پروازي داشت
    حال از جور زمان بال و پري نيست كه نيست

    بس كه تنهايم و يار دگر نيست مرا
    بعد مرگ دل من چشم تري نيست كه نيست

    شب تاريك ، شده حاكم چشم و دل من
    با من شب زده حتي سحري نيست كه نيست

    كامم از زهر زمانه همه تلخ است چنان
    كه به شيريني مرگم شكري نيست كه نيست

    Thumb up 0 Thumb down 0

  57. مینا.س به دوستان گفت:

    برایت از طلا تختی*مسیری رو به خوشبختی*برایت عمر نوحی را*وقار همچو کوهی را*برایت صبر ایوبی*حیاتی مملو از خوبی*برایت شاد بودن را*فقط ازاد بودن را*رفاقت را*صداقت را*محبت را دعا کردم سال نو مبارک

    Thumb up 0 Thumb down 0

  58. مینا.س گفت:

    عاقبت باید رفت

    عاقبت باید گفت

    با لبی شاد و دلی غرقه به خون

    كه خداحافظ تو . . .

    گر چه تلخ است ولی باید این جام محبت بشكست

    گرچه تلخ است ولی باید این رشته الفت بگسست

    باید از كوی تو رفت

    دانم از داغ دلم بی خبری

    و ندانی كه كدام جام شكست

    كه كدام رشته گسست

    گرچه تلخ است پس از رفتن تو خو نمودن به غم و تنهایی

    عاقبت باید رفت

    عاقبت باید گفت

    با لبی شاد و دلی غرقه به خون

    كه خداحافظ تو . .

    Thumb up 0 Thumb down 0

    • مجتبي به مينا.س گفت:

      سلام مينا جان
      عيدت مبارك و ممنون براي شعرهاي زيبات
      با اجازت سيو كردمشون

      راستي شما خودتو معرفي نميكني ؟

      و اين براي تو
      گاهي خدا انساني را هديه مي‌دهد به انسان..!
      اميدوارم در سال جديد …

      Thumb up 0 Thumb down 0

      • مینا.س به مجتبی گفت:

        سلام,من از تبریزم و دانشجوی رشته زیست شناسی عمومی,فعلا هم اول راهم من ترم دومم.خواهش میکنم قابل شمارو نداشت

        Thumb up 0 Thumb down 0

        • مسعود گفت:

          سلام مینا خانم .چه عجب یه هم رشته ای پیدا کردیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! داشتم کم کم نا امید میشدم فکر میکردم خودم تنهام تو این رشته.ولی خداییش اگه میدونستم این قدر سخته این رشته نمیومدم.به هر حال خوشبختم از هم رشته بونمون.ان شااله موفق باشید

          Thumb up 0 Thumb down 0

          • مینا.س به مسعود گفت:

            سلام شما کجا میخونین؟ترم چندین؟شمام موفق باشین

            Thumb up 0 Thumb down 0

            • مسعود گفت:

              سلام منم ترم دومم و نهاوند درس ميخونم.البته يه سالم پشت كنكور موندم كه اگه موقعيتش بود اينقدر ميموندم كه يه رشته خوب قبول ميشدم البته همين رشته هم خوبه ولي تو ارشد و بالاتر.ان شاالله بتونيم به اونجا برسيم

              Thumb up 0 Thumb down 0

      • مینا.س به مجتبی گفت:

        راستی شما ترم چندین?

        Thumb up 0 Thumb down 0

        • مجتبي به مينا.س گفت:

          سلام مينا جان
          من مهندسي نرم افزار — تهران

          فكر كنم نگيم ترم چنديم بهتره . چون شايد براي بعضي از دوستاني كه اينجا پيدا كرديم حساسيت ايجاد شه دليل تفاوت سني
          بقولي سكرت باشه همدلتريم
          موافقي؟

          Thumb up 0 Thumb down 0

  59. کیانا گفت:

    حدس میزنم اولین نفرم بعد از سال تحویل تبریک میگم
    به همه شما ها که یه موتون را به هیچ دانشگاه دولتی یا حتی آکسفورد و سوربون نمیدم
    به همه شما که سخت کوشتر از هر چی دانشجو توی این مملکت
    به شما ها که سهمیه نداشتین و نخواستین
    به شما که……….
    تبریک میگم
    عید را به همتون تبریک میگم
    چون شما تنها آدم های ای کره خاکی هستین که
    واقعا دنبال درسین
    نه پولی برای دانشگاه آزاد دارین بدین
    نه نمرهایی که تو دانشگاه دولتی با جزوه 4 صفحه ای استاد بگیرین
    به همه شما که دربه در 6 نمره میان ترمید
    دیگه چی بگم خودت بگو

    Thumb up 0 Thumb down 0

  60. کیانا گفت:

    امیدوارم اولین نفری باشم که کامنت تبریک عید را میدم
    یه کامنت نوشتم که ارسال نشد اگر هم ارسال شده اشکال نداره یه باره دیگه میگم:
    تبریک عید به همه بچه های پیام نوری
    اون هایی که یه تار موی گندیده شون را به صد تا دانشگاه آگسفورد و سوربون نمیدم
    به همه اونهایی که تو کنکور سهمیه ناشتن و نمیخواستن
    به همه اونهایی که پول دانشگاه آزاد بهشون زور میگفت
    به همه اونهایی که با 4 صفحه جزوه استاد در دانشگاه دولتی نمره نمیگیرن
    به همه اون هایی که دنبال 6 نمره میانترم در به در کوریدور هیئت علمین
    به همه اون هایی که سخت کوشترین دانشجوهای این کره خاکی هستن
    به شما که معرفتتون بیش از یه ژتون تو صف سلف
    به شما که من خیلی بیش از این روتون حساب باز کردم حتی بیشتر از یه تقلب به دور از چشم مراغب
    به شما که همیشه گفته و نگفته رسوندین
    به شما ها خیلی چیزای دیگه دارم بگم ولی دیگه کم آوردم

    Thumb up 0 Thumb down 0

  61. کیانا به فرشته گفت:

    گلم تازه کامنت شما را خواندم
    همه عاشق میشن و این یه چیز بسیار طبیعیه
    ما معیار مون از عشق فرق میکنه
    ولی من با تجربه ای که بدست آوردم اینکه اگه یک پسری دختری را دوست داشته باشه این را به زبون میاره و اگر هم دختری پسری علاقه مند بشه این را منکر میشه
    البته این را قبول دارم که در افراد متفاوت ولی ……
    عشق را نمیشه از تو کتاب و فیلم پیدا بکنی ولی من این را فهمیدم و
    عینا در واقعیت در افراد متفاوت دیدم.
    آخر فیلم برباد رفته را به یاد بیارین که معشوقه اسکارلت پس از مرگ همسرش گفت:تنها کسی بود که توی این دنیا دوستش دارم
    و بعد اسکارلت پس از این حرف بیرون دوید تا به همسرش
    بگه که چقدر اشتباه میکرده
    حالا با یه جمله از خودم تمومش میکنم
    “عشق اینجاست در پاره ای از عمق وجودت”
    “شاید اینجا زیر رگها پنهان”

    سعی کنین از این دوران که من به نفاهت مرض عشق تعبیر میکنم خوب استفاده کنین

    Thumb up 0 Thumb down 0

    • مجتبي به كيانا گفت:

      درود كيانا عزيز
      و عيد بر تو مبارك

      سر سفره عيد از خدا ميخاهيم حال ما رو متحول كن ( حول حالنا)

      و من اين تغيير(!) رو ديدم:

      1.اولين سالي بود كه سر سفره براي خودم دعايي نكردم
      2.اولين سالي بود كه با وضو سر سفره عيد نشستم
      3. واولين سالي بود وقتي سال تحويل شد گريه كردم
      نميدونم چرا ولي وقتي سال تحويل شد دوست داشتم داد بزنم تا خودمو خالي كنم ….

      گفته بودم كه:
      هشتاد و نه جان ، اين برخورد ناجوانمردانه و غير حرفه اي که تو امسال با من داشتي رو ، اين زلزله هه با ژاپن نداشت !!! امريکا هم با افغانستان و عراق نداشت !!!

      Thumb up 0 Thumb down 0

      • سپیده.م گفت:

        سلا به همگی،آقا مجتبی این تحولی که شما میگینو کاملا میفهمم چون الان سالهاست که بهش دچارم:گریه..دعا…فریاد…
        نمیدونم این حال شما بخاطر عاشق شدنه یا نه! اما دلیل این احوالات منو حتی خودمم نمیدونم چیه فقط میدونم چند سالیه که نزدیک عید دیوونه میشم……

        Thumb up 0 Thumb down 0

        • مجتبي به سپیده.م گفت:

          آفرين دقيقا من هم دليلشو نميدونم
          شايد وقتي به اين فكر ميكنيم كه ديگه از دوره نوجووني فاصله گرفتيم و ايد مسوليت پذير بباشيم
          البته فكر نميكنم كاملا به اين مربوط شه
          يا همونطور كه گفتيد شايد براي اون احساسه پاكه

          دركل اين مواقع ميگن احساس سكرت

          Thumb up 0 Thumb down 0

  62. کیانا به مجتبی گفت:

    عید شما هم مبارک

    من یکی کلی خوشحال بودم و….
    ولی با یه تفعل به حضرت حافظ از این رو به این رو شدم

    کامنت شما را مبنی بر سونامی دیدم
    “راستش را بخواهی همه چنین برخوردهایی داشتن و بعد از یه مدتی
    سعی میکنی تا از اون یه درس بگیری”
    از اونجایی که من اصفهانیم سعی میکنم که هر چیز را یه فرصت بینم
    بعضی برخوردها هستند که معمر قضافی هم با مردمش نداشته
    یا مثل نسل کشی در کامبوج بوده
    خلاصه همه فاجعه هستند
    با این تفاوت که حس همدردی را برمی انگیزه

    خلاصه سال نوشده و ما هم رفتیم رو ویبره”متحول شدیم”
    سعی کردیم هر بدی و نامردی رو نه اینکه ببخشیم ولی بی خیال بشیم
    حال شما بیا وبزرگواری کن و این بنده خدا را بیخیال شو

    بازهم عید رو به همه دوستان تبریک میگم

    Thumb up 0 Thumb down 0

  63. مینا.س گفت:

    به آرزوی دیدنت تا خودآسمون میرم ابرارو آتیش میزنم چشمای ماه و میگیرم

    رو شونه‌های عطر تو خورشید و پر پر می‌کنم میون پرسه‌های شب عشق تو باور می‌کنم

    هنوز تو اینهٔ چشات شرم گل‌های مریمه با تو حریم لحظه هام غرق نسیم و شبنمه

    نگاه ناز تو مثل یه معبد مقدسه تو که نباشی‌ عشق من دنیا به آخر میرسه

    دستتو میگیرم بمون، من بی‌ تو می‌میرم بمون!

    Thumb up 0 Thumb down 0

  64. کیانا به مجتبی گفت:

    از دفتر کدوم دیکتاتور نوشتی
    میدونی چند درصد آدم ها مردن؟
    دنیای مرد سالاری دیگه….
    “شوخی بود ولی تو جدی بگیر”

    ولی ما در ارتباط با این مورد مسائل میگیم:
    “همه را برق میگیره ما را چراغ نفتی”

    حالا شما از تو حس دراومدید ما رفتیم تو حس
    جو دم عید شما را میگیره ما را جو بعد از عید
    آآآآآآآآآآآآآههییییییییییی

    Thumb up 0 Thumb down 0

    • مجتبي به كيانا گفت:

      كيانا جان من هنوز تو حسم . تازه بدتر شده
      مخصوصا ديشب

      شما فرمودي كمتر غم بگم . منم مسيرو عوض كردم

      من هنوز امادم برگردم به مسير قبل مثل اين:

      روي قبرم بنويسيد مسافر بوده ست
      بنويسيد که يک مرغ مهاجر بوده ست
      بنويسيد زمين کوچه ي سرگرداني ست
      و در اين معبر پر حادثه عابر بوده ست

      فدايي تو

      Thumb up 0 Thumb down 0

  65. رضا. م گفت:

    سلام به همه .مرسی از شعراتون مینا خانم

    Thumb up 0 Thumb down 0

  66. کیانا به سپیده گفت:

    دوست گلم خوش باشی
    سفر مشهد هم به شما خوش بگذره
    به خاطر کامنت ممنون

    Thumb up 0 Thumb down 0

  67. مجتبي به هر كي خوند گفت:

    وقتي زندگي برايت خيلي سخت شد يادت باشه که درياي آروم ناخداي قهرمان نميسازه…

    Thumb up 0 Thumb down 0

  68. مجتبي به دوستام گفت:

    با توام
    اي لنگر تسکين!
    اي تکانهاي دل!
    اي آرامش ساحل!
    با توام
    اي نور!
    اي منشور!
    اي تمام طيفهاي آفتابي!
    اي کبود ِ ارغواني!
    اي بنفشابي!
    با توام اي شور، اي دلشورهي شيرين!
    با توام
    اي شادي غمگين!
    با توام
    اي غم!
    غم مبهم!
    اي نميدانم!
    هر چه هستي باش!
    اما کاش…
    نه، جز اينم آرزويي نيست:
    هر چه هستي باش!
    اما باش!

    Thumb up 0 Thumb down 0

  69. مینا.س به رضا.م گفت:

    ستاره ها

    وقتی به اسمون نگاه می کنم پر می شم از تمام احساسات خوب

    وقتی ستاره ها رو میبینم دلم می خواد یکی از اونا مال من باشه…

    بعضیا می گن هر ادمی یه ستاره داره” من واقعا ارزو می کنم حقیقت داشته باشه که منم یه ستاره داشته باشم که با من دنیا بیاد وبا من زندگی کنه

    احساس میکنم ستاره ها خیلی مهربونن چون وقتی همه جا تاریک میشه

    اونا بیدار می مونن ودنیای تاریک ما رو روشن میکنن … کاش ما هم یه کم از ستاره ها یاد می گرفتیم ودنیای بعضیا رو کمی روشن تر می کردیم

    Thumb up 0 Thumb down 0

  70. مینا.س به همه گفت:

    بیایید همیشه به یاد داشته باشیم:در زمین عشقی نیست که زمینت نزند,اسمان را دریاب…

    Thumb up 0 Thumb down 0

  71. مکتوب گفت:

    سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام به همه. من برگشتم…………………. 🙂

    Thumb up 0 Thumb down 0

  72. رضا. م گفت:

    با تشکر از مینا…………………….. دربن بست نیز همیشه راه اسمان باز است……پرواز را باید اموخت !…… مر30 از همه…..

    Thumb up 0 Thumb down 0

  73. مکتوب به مجتبی گفت:

    سلام آقا مجتبی خوبین؟ ما نبودیم بهتون خوش گذشت؟ 🙂 عیدتون مبارک. انشاالله که سال خوبی رو پیش رو داشته باشین. راستی اگه جسارت نباشه یه سوال داشتم شما عاشقین؟ شعراتون حکایت از این موضوع داره… … البته ببخشیدا … فقط خواستم بپرسم.

    Thumb up 0 Thumb down 0

  74. باران 2 گفت:

    سلام به به در نبود ما عجب خوش میگذشته ها!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    دلم زخمی دنیا بود یه عمر غرق تمنا بود.تو رو دیدو به تو دل بست ولی انگار یه رویا بود.
    هنوز بیتاب بیتابم واسه عشقت یه بیمارم تو که نیستی فقط گریه شده سهم دل زارم.

    Thumb up 0 Thumb down 0

  75. دارا گفت:

    سلام !!!!
    ای فرشته و ای مسعود انقدر کش ندید !!!
    مرسی !!!! من کنکور دارم و گرنه یه اپسیون بلدیم چیز میزای بگیم !
    کم کم میام !!!!!

    Thumb up 0 Thumb down 0

  76. مینا.س گفت:

    همچو نی می نالم از سودای دل
    آتشی در سینه دارم جای دل

    من که با هر داغ پیدا ساختم
    سوختم از داغ نا پیدای دل

    همچو موجم یک نفس آرام نیست
    بسکه طوفان زا بود دریای دل

    دل اگر از من گریزد وای من
    غم اگر از دل گریزد وای دل

    ما ز رسوایی بلند آوازه ایم
    نامور شد هر که شد رسوای دل

    خانه مور است و منزلگاه بوم
    آسمان با همت والای دل

    گنج منعم خرمن سیم و زر است
    گنج عاشق گوهر یکتای دل

    در میان اشک نومیدی رهی
    خندم از امیدواریهای دل

    Thumb up 0 Thumb down 0

  77. مینا.س به دوستان گفت:

    بگین بباره بارون

    دلم هواشو کرده

    بگین تموم شدم من

    بگین که بر نگرده

    بهش بگین شکستم

    بهش بگین برید م

    نه اون به من رسیدو نه من به اون رسیدم

    بریم به زیر بارون

    خراب و درب و داغون

    از آدما فراری

    از عاشقا گریزون

    بذار کسی نبینه غروره گریه هامو

    بذار کسی نفهمه غم تو خنده هامو

    یه داغ سخته سختم

    یه باغ بی درختم

    نفرین بگین به عمرم

    سیاهه روز بختم

    تنم داره می لرزه

    تو این هوای برزخ

    گاهی نداشتن دل به داشتنش می ارزه

    Thumb up 0 Thumb down 0

  78. رضا .م گفت:

    سلام…………… در مهــربانی باران باش که در ترنمــش علف هرز و گل ســرخ یکی است.

    Thumb up 0 Thumb down 0

  79. مکتوب به مجتبی گفت:

    وای آقا مجتبی با حرفتون خیلی خوشحالم کردین. یعنی کسی هست که ئلش واسه منم تنگ بشه.همیشه سهم من فقط بی وفایی بوده و بس. خیلی خوشحال شدم…. 🙂 خوبیییییییییییییییییییییییین؟ 🙂

    Thumb up 0 Thumb down 0

  80. مکتوب به مجتبی گفت:

    اگه کسی رو واقعا و از ته دل و بی ریا دوست داشته باشی هیچوقت نمیتونی فراموشش کنی . فقط میتونی بهش فکر نکنی. 🙁

    Thumb up 0 Thumb down 0

  81. باران به مجتبی گفت:

    سلام آقا مجتبی تنبیه چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟گناه دارما!!!!!!!!!!
    ای کاش قلب ها باور میکردند حجم سنگین حرف ها را
    ای کاش قلب ها باور میکردند با هم بودنشان را
    ای کاش دست ها حقیقت فاصله ها را فریاد نمی زدند
    ای کاش فاصله ها می مردند و سکوت ها نابود می شد.

    Thumb up 0 Thumb down 0

  82. مجتبي گفت:

    بابا دمتون گرم همتون شاعر شديد
    بابا من ديگه شعر نميگم
    ببياين بحرفيم

    Thumb up 0 Thumb down 0

  83. کیانا گفت:

    قهر قهر تا قیامت
    من نبودم دلتون هوای من را نکرده بود
    “خیلی بدین”
    نگفتین کیانا کجاست؟
    مجتبی؟
    مینا س؟
    باران2؟

    Thumb up 0 Thumb down 0

    • مینا.س به کیانا گفت:

      گلم قهر واسه چی,این روزا دیگه همه مشغول عید دیدنی و خوشگذرونین.خوبی؟

      Thumb up 0 Thumb down 0

    • مجتبي به كيانا گفت:

      من به نمايندگي از پيام نور ايران و افغانستان(!) مراتب عذرخواهي را به خدمت شما تسليم مينمايم

      باور كن من هم با خودم ميگفتم چرا كيانا ديگه تحويل نميگيره
      نگو نبودي
      حالا كجا بودي ؟

      Thumb up 0 Thumb down 0

  84. مجتبي گفت:

    امروز، مهم‌ترین تکیه‌گاه زندگی‌ام را از دست دادم؛ پشتی صندلی کامپیوتر شکست

    كدئين

    Thumb up 0 Thumb down 0

  85. کیانا به مجتبی گفت:

    وای مجتبی من را بردی تو حس
    من دیگه شبها خواب ندارم
    ای بر پدر عشق لعنت
    ای بسوز پدر عاشقی
    ای بر هر چی نامرد روزگار نفرین
    بشمار بشمار
    این کامنت های دوستان من را هم هوایی کرده
    من اصلا توی این وادی ها نبودم؟؟؟
    یعنی به گروه خونی من نمیخوره؟؟ابدا
    نمیدونم شاید من خیلی….

    Thumb up 0 Thumb down 0

  86. کیانا به مجتبی گفت:

    ز فروردین شد شکفته چمن
    گل نو شد زیب دشت و دمن
    کجایی ای نازنین گل من
    بهار آمده با گل و سنبل
    ز بیداد گل نعره زد بلبل

    دل بلبل نازک است ای گل
    دل اورا از جفا مشکن
    بهار از گل سایبان دارد
    دریغا کز پی خزان دارد
    خوشا کز او یاری جوان دارد
    بتی تازه با شراب کهن

    دلم گشت است چرخ بوقلمو
    چو جام می در دلم از خون
    شد دست طمع ز دست دلم
    غرق خون دل من ،مجنون دل من ،محزون دل من،غرق خون دل من.

    Thumb up 0 Thumb down 0

  87. رضا .م گفت:

    مر30.ترنم2……….با چشاي زيباتون نگا كردين

    Thumb up 0 Thumb down 0

  88. باران به مجتبی گفت:

    ابر چشمم به هوای رخ تو بارانی است
    مثل دریای دلت دیده من طوفانیست یک نظر کردی ودل گشت اسیرت اینک پشت مزگان دو چشمت دل من زندانی است.
    چیکار کنیم ما رو هم شاعر کردینا!!!!!!!!!!!!!!!!!چی بگیم شما شروع کن!!!!!!!

    Thumb up 0 Thumb down 0

  89. باران به مجتبی گفت:

    زندگی آرام است مثل آرامش یک خواب بلند.زندگی شیرین است مثل شیرنی یک روز قشنگ.زندگی رویا است مثل رویای یک کودک ناز زندگی زیبای است مثل زیبایی یک غنچه باز زندگی تک تک این ساعت هاست زنگی چرخش این عقربه هاست زندگی مثل زمان در گذر است.

    Thumb up 0 Thumb down 0

  90. مکتوب گفت:

    ای بابا میشه موضوع رو عوض کنین. همش شعر و شاعری !!!!!!!!! البته شعر خوبه ولی نه انقد . حداقل یه موضوعی باشه که در موردش بحث کنیم نظر بدیم تجربه کسب کنیم. نه اینکه فقط شعر … البته شعرم خوبه من خودم عاشق شعرم ولی یه کم موضوع عوض بشه خوبه . نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    Thumb up 0 Thumb down 0

  91. کیانا به سپیده.م گفت:

    سپیده گلم گفتی هوای اسفند از این رو به این رو میکنه آدم
    حلا نوبت من شده،فکر کنم عاشق شدم خودم خبر ندارم
    یا اینکه من یه چیزیم شده خیلی هوایی شدم
    ای نگم مجتبی چی بشی که من را هوایی کردی ؟
    اصلا این چیزا به من نمیخوره
    آخه نیست من اصفهانیم “استراتژیک عاشق میشم”
    و در مواقعی به صورت جدی در بعضی مواقع به صورت ژئو پلوتیک روی کیس های مناسب سرمایه گذاری میکنم

    Thumb up 0 Thumb down 0

    • سپیده.م به کیانا گفت:

      آخ کیانا جون نگو… از اسفند و عید نگو که حالم بدجور بد میشه!
      آخییییی بگردم الهی عاشق شدی؟؟؟حالا این بخت برگشته کی هست که با اینکه هنوز دهانت بوی گز میدهد تو او را عاشق می باشی!!!؟؟؟

      Thumb up 0 Thumb down 0

  92. مکتوب به کیانا گفت:

    کیانا جان چی شده ؟؟؟؟ خدا بد نده عاشق شدین ؟؟؟؟؟؟؟/

    Thumb up 0 Thumb down 0

  93. کیانا به مینا س گفت:

    نه گلم خواستم خودم را لوس کنم
    از عید دیدنی نگو که…..
    یا خدا دیونه شدم دیگه باید تحمل کرد

    مرسی به خاطر حال احوال

    Thumb up 0 Thumb down 0

  94. باران به مجتبی گفت:

    سلام آقا مجتبی کجا رفتین شما؟؟؟؟؟؟؟؟؟قرار بود یکم بحرفیما!!!!!!!!!!!

    Thumb up 0 Thumb down 0

  95. باران به مجتبی گفت:

    بابا لوک خوش شانسمون کجا بود!!!!!!!!!!!!!!!!

    Thumb up 0 Thumb down 0

  96. باران به مسعود گفت:

    سلام کم پیداین ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ قرار بود منو به حرف بیارین خودتون غیبتون زده!!!!!!!!!!!!!!نکنه نامرئی شدین؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    Thumb up 0 Thumb down 0

    • مسعود گفت:

      سلام باران خانم نه نامريي نشدم تو عيد كه سرم خيلي شلوغ بود اين چند روزه هم كه دپرسم!!!!!!!!!!!!!شما كه حرفي نزديد منم رفتم!!

      Thumb up 0 Thumb down 0

  97. مینا.س گفت:

    دیگه از همه بریدم ، حال قلبم زار زاره

    آرزوهامو فروختم ، مسیرم سمت مزاره

    جاده غریب اشكام ، چراغ قرمز نداره‏
    دعا كن بمیره چشمام ، تا دیگه هرگز نباره‏

    حلقه ‏هاى انتظارم ، حالا از همه جدا شد
    به چه سختى عشقو كاشتم ، با یه باد اونم فدا شد

    گل اعتماد و له كرد ، دست هر كسى سپردم‏
    خواب كشتن منو دید ، دل هر كیو كه بردم‏

    چى بگم وقتى یه رنگى ، واسه هیچكى آشنا نیست‏
    به گوش كسى نخورده ، بى وفایى رسم ما نیست!!!

    Thumb up 0 Thumb down 0

  98. رضا.م گفت:

    سلام ……..آدما مثل يه بوته گل هستند زيبا و خوشگل

    گلهای آدما گل معرفت و گل مرام و گل جوانمردی و … هست که هر وقت يکی بهش احتياج پيدا کنه با کمال ميل در اختيارش می ذاريم اما امان از روزی که اين گل رو به کسی بديم و پسش نده اون موقع جای اون گل خالی می مونه و اگه يکی ديگه بهش احتياج داشته باشه جز خار گل چيزی نداريم بهش بديم

    البته بايد خودمون هم حواسمون باشه که به هر کسی گل نديم و از هر کسی گل نخواهيم

    يادمان باشد از امروز خطايی نکنيم

    وگر در خود شکستيم صدايی نکنيم

    يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند

    طلب عشق زهر بی سر و پايی نکنيم

    Thumb up 0 Thumb down 0

  99. مکتوب به مینا.س گفت:

    عزیز من چیزی به ذهنم نمی رسه. شما یه موضوع بگو. شما ماشاالله جوونید…

    Thumb up 0 Thumb down 0

  100. باران گفت:

    ذر امتداد شبی تاریک و سرد در امتداد کوچه های خیس وبارانی با چشمانی گریان با دلی پر از اندوه وحسرت،تنهای تنها با یک خاطره غریب وگنگ،میروم از این دیار تا فراموش کنم خاطراتت را میروم تا حرمت عشق را از بین نبرم میروم از این دیار زیرا هنوز هم دوستت دارم.
    وای آقا مجتبی ما رو هم یاد خاطرات تلخ انداختی………….

    Thumb up 0 Thumb down 0

  101. مکتوب گفت:

    چقدر سخته تو چشای کسی که تمام عشقت رو از دزدید و به جاش یه زخم همیشگی تو قلبت هدیه داد زل بزنی و بجای اینکه لبریز کینه و نفرت شی حس کنی هنوزم دوسش داری…

    Thumb up 0 Thumb down 0

  102. مکتوب به مجتبی گفت:

    سلام آقای مهندس. امیدوارم حالتون خوب باشه. آقا مجتبی امروز همه ی کامنتاتون رو خوندم. قبلا فرصت نمیکردم. ولی امروز همشو خوندم. اشک توی چشمام جمع شده بود . باور میکنین؟؟؟ .. .. .. یاد خاطراتم افتادم بد جور. راستی وقتی گفتین امسال لحظه تحویل، حال متفاوتی داشتین خیلی خوشحال شدم آخه امسال رو میتونیم نه فقط آغاز یک سال بلکه آغاز یک دهه ، دهه 90 در نظر بگیریم. امیدوارم همه ی روزها و لحظه های دهه 90 براتون سرشار از موفقیتهایی مادی و معنوی و سلامتی باشه. یا علی مدد.

    Thumb up 0 Thumb down 0

  103. مکتوب به مجتبی گفت:

    🙁

    Thumb up 0 Thumb down 0

  104. مینا.س گفت:

    دوستان فکر نمیکنید که دیگه همه حرفامون روتین و شعر شده,من که دیگه خسته شدم,شما چی؟؟

    Thumb up 0 Thumb down 0

  105. باران به مینا.س گفت:

    سلام مینا جان شما بحثو شروع کن مام همراهیت میکنیم.
    منم دلم لک زده واسه این بحثو جنجالای گروهی و تشکیل یه تریبون……..
    اگه حاضری یا علی…………

    Thumb up 0 Thumb down 0

  106. مینا.س به باران گفت:

    حاضرم ولی مطلب خاصی پیدا نمیکنم,منم دلم میخواد درباره یه موضوع حرف بزنیم.

    Thumb up 0 Thumb down 0

  107. مینا.س به مجتبی گفت:

    سلام اقا مجتبی نیستی,کم پیدایی؟

    Thumb up 0 Thumb down 0

  108. مهدي گفت:

    سلام …………..ميگن مرد آن است كه در كشاكش دهر سنگ زيرين آسياب باشد -حالا ما نميگيم سنگ زيرين آسيابيم ولي خودتون قضاوت كنيد روز13فروردين اونم اين ساعت چه موقه ي توي خونه پشت ميز كامپيوتر نشستنه!!!
    اميدوارم امروز به همتون خوش بگذره………..

    يه دنيا ارادت

    Thumb up 0 Thumb down 0

  109. مجتبي به مينا.س گفت:

    سلام به همگي
    من اومدم

    سلامتي موهاي فر که سختي زمونه دهن‌شون رو صاف نکرده هنوز!

    Thumb up 0 Thumb down 0

  110. باران به مجتبی گفت:

    سلام آقا مجتبی چه عجب شما اومدی بابا دلمون گرفت همه ما رو تنها گذاشتن!!!!!!!!!! دلمون به شما خوش بود !!!!!!!!!!

    Thumb up 0 Thumb down 0

  111. باران به مجتبی گفت:

    سلام آقا مجتبی چه عجب شما اومدی بابا دلمون گرفت همه ما رو تنها گذاشتن!!!!!!!!!! دلمون به شما خوش بود !!!!!!!!!!
    شمام که کم پیدا شدین؟؟؟؟؟

    Thumb up 0 Thumb down 0

  112. باران گفت:

    دلم برای کسی تنگ است که دل تنگ است…

    دلم برای کسی تنگ است که طلوع عشق را به قلب من هدیه می دهد …

    دلم برای کسی تنگ است ه با زیبایی کلا مش مرا در عشقش غرق می کند…

    دلم برای کسی تنگ است که تنم آغوشش را می طلبد …

    دلم برای کسی تنگ است که دستانم دستان پر مهرش را می طلبد…

    دلم برای کسی تنگ است که سرم شانه هایش را آرزو دارد…

    دلم برای کسی تنگ است که گوشهایم شنیدن صدایش را حسرت می کشد …

    دلم برای کسی تنگ است که چشمانم ، چشمانش را می طلبد …

    دلم برای کسی تنگ است که مشامم به دنبال عطر تن اوست…

    دلم برای کسی تنگ است که اشکهایم را دیده…

    دلم برای کسی تنگ است که تنهاییم را چشیده…

    دلم برای کسی تنگ است که سرنوشتش همانند من است…

    دلم برای کسی تنگ است که دلش همانند دل من است…

    دلم برای کسی تنگ است که تنهاییش تنهایی من است…

    دلم برای کسی تنگ است که مرهم زخمهای کهنه است…

    دلم برای کسی تنگ است که محرم اسرار است…

    دلم برای کسی تنگ است که راهنمای زندگیست…

    دلم برای کسی تنگ است که قلب من برای داشتنش عمرها صبر می کند…

    دلم برای کسی تنگ است که دوست نام اوست…

    دلم برای کسی تنگ است که دوستیش بدون (( تا )) است…

    دلم برای کسی تنگ است که دل تنگ دل تنگی هایم است…

    دلم برای کسی تنگ

    Thumb up 0 Thumb down 0

  113. مسعود گفت:

    سلام سلام،ستاره
    كاشكي بارون بباره
    از اون چشمهاي نازت رو قلب من دوباره
    سلام سلام آسمون،كجاست يار قشنگم؟
    بهش بگو كه برگرد،دوباره پيشم بمون
    سلام سلام به ابرها به جنگل و به بارون
    به اون كه عشقو جا داد تو كنج اين دلامون
    سلام به تو،به دنيا،به مهربوني و ماه
    خوشحالم كه با من هستي،يه همسفر تو اين راه.
    سلام به همه ي دوستان گرامي.اميدوارم سلام دوباره من بپذيريد.

    Thumb up 0 Thumb down 0

  114. باران به مسعود گفت:

    سلام بهبه آقا مسعود چه عجب کم پپیداین کجایین شما؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    نکنه روغن لادنو خوردین رفتین فضا؟؟؟؟؟؟؟؟

    Thumb up 0 Thumb down 0

  115. مجتبي به باران گفت:

    باران جان سلام

    چطوري از بچه ها خبري نيست
    همه غيبشون زده

    به سلامتي پرچم ايران!

    که سه‌رنگه، تخم‌مرغ! که دورنگه، رفيق! که يه‌رنگه.

    Thumb up 0 Thumb down 0

  116. محسن از اهر گفت:

    من از باران فقط می خوام///در اره رخت فردا رو///من از باران نه از دریا///فقط می خوام غمم کم شه///بخندم مثل پروانه///بلند شم مثل دیوانه///کمی صبر کن/// قلم بردار///سیاهش کن ابر غرورت را///می بینی بارونم اومد///درسته توی نقاشی///همه جا میشه باروون بود///ولی هر جا که بارون نیست///غمه دنیا همه آنجاست

    Thumb up 0 Thumb down 0

  117. محسن از اهر گفت:

    مرا باران نگاهم کن/// نمی بارد همه دنیا///نمی سوزد غمه فردا//مگر ابری نمی بینی///چرا خورشید بیدار نیست///ببار باران به سودای دل درویش///به نذری که ادا کردم/// به اشکی که خیال کردم///تو هستی در دلم آغوش///ببار باران همه خیس شن///همه چتر می بندند برای تو///همه گفتن که برگردی///بیا باران ببار بارن///همه ی چترا بستن

    Thumb up 0 Thumb down 0

  118. باران به مجتبی گفت:

    سلام آره همه غیبشون زده نکنه تو دانشگاه پیام نورشون اتفاقای جالب افتاده ما بی خبر موندیم؟؟؟؟؟؟؟
    والا هر چی بگی…………………

    Thumb up 0 Thumb down 0

  119. سپیده.م گفت:

    سلام بچه ها،خیلی نامردین…هیچکی احوال مارو نپرسید.. نگفتین این دوستمون مرده س یا زنده…راستشو بگین کی نفرینم کرده بود آخه داشتم غزل خداحافظی رو میخوندم…

    Thumb up 0 Thumb down 0

    • مسعود گفت:

      بی خداحافظی میرید همین میشه ماهم نامرد میشیم
      یاد یاران هر کجا باشند برماواجب است/مارفیق نارفیق شهر غم ها نیستیم

      Thumb up 0 Thumb down 0

  120. مکتوب گفت:

    من از حسی که بین ما هنوزم هست میترسم…

    Thumb up 0 Thumb down 0

    • مسعود گفت:

      به نام ستاره ی شب تاریکم…یک شب خوب تو اسمون…یک ستاره چشمک زنون…خندیدو گفت کنارتم تا اخرش تاپای جون…ستاره ی قشنگی بود.اروم و نازو مهربون…ستاره شد عشق منو منم شدم عاشق اون…اما زیادطول نکشید عشق منو ستاره جون…ماهه اومدستاره رو دزدیدو برد نامهربون… ستاره رفت با رفتنش منم شدم بی هم زبون… حالا شبا به یاد اون چشم میدوزم به اسمون….

      سعی کنید به چیزی اونقدر دلبسته نشید که ترکش براتون سخت باشه چون اونوقت شمایید که ضرر میکنید.من خودم این تجربه کردم.!!!!

      Thumb up 0 Thumb down 0

      • فرزانه به مسعود گفت:

        سلام …خیلی متن زیبایی بود…مرسی…

        Thumb up 0 Thumb down 0

        • مسعود گفت:

          سلام خواهش ميكنم.حتما شمام اين تجربه كرديد، نه؟چون معمولا ما آدما تا خودمون يه كاري تجربه نكنيم به خوب و بدش پي نميبريم و تجربيات ديگران رو هم قبول نداريم.

          Thumb up 0 Thumb down 0

          • فرزانه به مسعود گفت:

            بله متاسفانه 😉
            ولی به خودم قول دادم همیشه وابسته خودم باشم تادیگری..وتاحالاهم سرقولم بودم…چون متاسفانه تو این زمونه همه به فکرخودشونن تادیگری اصلا به فکراحساسات طرف مقابل نیستن…
            مو فق باشید

            Thumb up 0 Thumb down 0

            • مسعود گفت:

              آره واقعا اينكه به طرف مقابل برا نظراتش و احساساتش احترام بذاري اصل مهميه كه چون بيشتر ما به اون توجه نميكنيم در نتيجه اغلب ارتباطاط ودوستيهامون زود از هم ميپاشه و مشكلات زيادي درست ميكنه.

              Thumb up 0 Thumb down 0

  121. مسعود گفت:

    چه می خواهیم ازین دنیا چرا مغروق دنیاییم
    اجل کرده کمین ما را چرا مشمول سوداییم
    نه عرفانی و احسانی نه شوق وصل به جانانی
    نه رسم بندگی دانیم و نه شرم از جهانبانی
    چنین حال و چنین احوال سراپا مست دنیاییم
    به پایان می رسد عمر و غافل ما ز عقباییم
    به دنیا دل اگر بستیم ز فطرت دور می گردیم
    دو چشم داریم لیک ز چشم دل کور می گردیم…..

    Thumb up 0 Thumb down 0

  122. مسعود گفت:

    خواهرانم حجاب تیغ شماست
    تیغ خود را ز کف میندازید
    شرف زن به حفظ عصمت اوست
    خویش را از شرف میندازید
    در خیابان چهره آرایش مکن
    از جوانان سلب آسایش مکن
    زلف خود از روسری بیرون مریز
    در مسیر چشم ها افسون مریز
    یاد کن از آتش روز معاد
    طره گیسو مده در دست باد
    خواهرم دیگر تو کوچک نیستی
    فاش تر گویم عروسک نیستی
    خواهرم ای دختر ایران زمین
    یک نظر اشک شهیدان را ببین
    خواهر من این لباس تنگ چیست
    پوشش چسبان رنگارنگ چیست
    خواهرم این قدر لجبازی نکن
    با اصول شرع لجبازی نکن
    در امور خویش سرگردان مشو
    نوعروس چشم نامردان مشو
    پدرم گفت پدر جان زن اگر زن باشد
    شیر در خانه و در کوچه و برزن باشد
    پدرم گفت که ای دخت نکو بنیادم
    زلف بر باد نده تا ندهی بر بادم
    هدف دشمن سنگ افکن پیشانی ماست
    کسب جمعیتش از زلف پریشانی ماست
    پدرم گفت گل از رنگ و لعابش پیداست
    و زن مومنه از طرز حجابش پیداست!!!!!!!

    Thumb up 0 Thumb down 0

  123. زهرا گفت:

    حفره اي كه يك كلمه در سينه يا يا قلب كسي باز ميكند ،گاهي از جاي يك گلوله ي توپ بزرگتر و عميق تر است

    Thumb up 0 Thumb down 0

  124. زهرا گفت:

    نيا باران زمين جاي قشنگي نيست ……
    من از جنس زمينم خوب ميدانم كه گل در عقد زنبور است ولي….
    از يك طرف سوداي بلبل يك طرف پروانه را هم دوست ميدارد ….
    نيا باران پشيمان ميشوي از آمدن……

    البته

    Thumb up 0 Thumb down 0

  125. زهرا گفت:

    بارن جون تو به اينجا بيا اينجاجاي قشنگيست!

    Thumb up 0 Thumb down 0

  126. زهرا گفت:

    باران جون تو به اينجا بيا اينجا جاي قشنگيست!

    Thumb up 0 Thumb down 0

  127. علی دانش گفت:

    سلام به همه دوستان پیام نور من دانشجوی پیام نور نیستم ولی همیشه انجمن شما رو می بینم و خصوصآ از اشعار نوشته شده استفاده می کنم ولی……

    Thumb up 0 Thumb down 0

    • سپیده.م گفت:

      سلام،ممنون که به سایت خوبمون سر میزنید،امیدوارم از شعراومطالبی که دوستانم اینجا مینویسن خوشتون بیاد البته باید بدونید که همه مطالب از خودمون نیست،بعضیاشو خودمون میگیم بعضیاشو از جاهای دیگه میخونیم و اینجا مینویسیم.

      Thumb up 0 Thumb down 0

    • مینا.س به علی دانش گفت:

      ولی؟

      Thumb up 0 Thumb down 0

  128. باران گفت:

    .
    خواستم بپرسم چرا مرا آفریدی؟
    دیدم در ازای لطف کریم،چه کسی ناسپاسی کند؟!
    خواستم بپرسم:چرا تنهام گذاشتی؟
    دیدم زمانی که تو از رگ گردن به من نزدیک تری این سوال بی مهناست.
    خواستم بپرسم اگر تو مرا دوست داری چرا مشکلات را بر سرم هوار کردی؟
    دیدم اگر هزار مشکل داشته باشم هزاران برابر نعمت دارم.
    خواستم بپرسم پس چرا نمیتوانم ببینمت؟
    دیدم اگر تو هم دیدنی بودی چگونه با چشم های گناه آلود تو را میدیم.
    خواستم بپرسم تو که همه ی ما را دوست داری پس چرا مرگ را آفریدی؟
    دیدم اگر مرگ نبود چگونه به تو می رسیدم؟و اگر این گذرگاه را نداشتیم چگونه تو را باور میکردیم؟
    خواستم بپرسم چرا با من حرف نمی زنی ؟
    دیدم تمام حرف هایت را در یک جا و در یک کتاب برایم گفنه ای.
    خواستم بپرسم: آیا انصاف است که بدون دیدن تو ،تو را بپرستم؟دیدم تمام نشانهایت عالم را فراگیر شده چه نیاز به دیدن.
    در آخر به یک سوال رسیدم:
    من در مقابل این دریای بی کران محبت چه کرده ام؟
    هیچ جوابی نتوانست مرا قانع کند.
    نگاهی به آسمان کردم نسیمی روی صورتم وزید اشکی بر آن سر خورد وتو دست نوازشت را به روبم کشیدی و دلم آرام گرفت

    Thumb up 0 Thumb down 0

    • ترنم2 به باران گفت:

      سلام دوست خوبم.مرسی بابت شعر قشنگی که گذاشتی.واقعا معنادار و زیبا بود گلم.واقعا هم همین جوره که گفتی.هیچ عیبی نمی تونیم از خدا بگیریم.همه چیزش بیسته.هیچ چی نیافریده که بگیم ایکاش اونجوری میبود چون خدا خودش بهترین ها رو آفریده.من بچه بودم همش میگفتم خدا چرا سوسک را آفرید؟؟؟؟خب حالا که آفرید چرا این قدر شکلش زشته؟؟؟؟یا بچه بودم از صدای رعد و برق میترسیدم می گفتم خب بارون بیاد ولی دیگه چرا رعد و برق میزنه؟ولی چند روز پیش هم فواید سوسک را تی وی میگفت هم فواید همین رعد و برق.البته از قرآن هم گرفته شده بود.دیدم چقد می تونن مفید باشند.کلا کار خدا نقص نداره.

      Thumb up 0 Thumb down 0

  129. مینا.س گفت:

    من منتظرت شدم ولي در نزدي

    بر زخم دلم گل معطر نزدي

    گفتي كه اگر شود مي آيم اما

    مرد اين دل و آخرش به او سر نزدي

    Thumb up 0 Thumb down 0

  130. مینا.س گفت:

    روزگاريست همه عرض بدن مي خواهند#

    همه از دوست فقط چشم و دهن مي خواهند#

    ديو هستند ولي مثل پري مي پوشند#

    گرگ هايي كه لباس پدري مي پوشند#

    آنچه ديدند به مقياس نظر مي سنجند#

    عشق ها را همه با دور كمر مي سنجند#

    خوب طبيعيست كه يكروزه به پايان برسد#

    عشق هايي كه سر پيچ خيابان برسد….

    Thumb up 0 Thumb down 0

  131. علی دانش گفت:

    سلام به همه دانشجویان خوش ذوق و با محبت پیام نور خصوصآ (سپیده.م و مینا.س) از این که در جمع شما پذیرفته شدم خیلی خوشحالم مینا.س پرسیده بود (ولی؟) راستش اولین روز فروردین امسال وقتی مثل هر روز سایت رو نگاه می کردم مطالبی در خصوص دانشجویان سایر دانشگاه ها (دولتی – ازاد) نوشته شده بود که به نظرم …

    Thumb up 0 Thumb down 0

    • مینا.س گفت:

      سلام,علی اقا به دل نگیر.بعضی وقتا دوستان اینجوری دلشونو خالی میکنن,نمیدونم قبول دارین یا نه ولی درس خوندن تو پیام نور جدا مشکله (البته درس خوندن کلا مشکلاتی داره)
      راستی شما دانشجوی کدوم دانشگاهین؟

      Thumb up 0 Thumb down 0

    • سپیده.م به آقای دانش گفت:

      سلام،ممنون از شما لطف دارید،خیلی خوشحالم که به ما سر میزنید، از حرف بچه ها ناراحت نشید چون واسه درس خوندن خیلی اذیت میشن البته هرجایی مشکلات خودشو داره اما سختی درس خوندن تو پیام نور از بقیه جاها بیشتره،به هر حال خوشحال میشیم که نظرات شما رو هم بدونیم.

      Thumb up 0 Thumb down 0

  132. fereshte گفت:

    سلام آقا مسعود سپید و باران ازتون دلخورم اساسی.سال نوتون مبارک.حداقل بین خودتون یادی ازم میکردید.جمعتون خوب جمعه.خوبید یاران بی وفایم؟واستون کامنت گذاشتم اما چون انگلیسی بود این آقا آرمان نذاشت رو وب تا ببینید.ولی دلم براتون تنگ شده خیلی زیاد.دوستون دارم.

    Thumb up 0 Thumb down 0

  133. مسعود گفت:

    لای تقــــــــویم دلــــت\یه گـــــــل لالـــــه بذار
    تازه شــــو، غنـچه بده\زیــــــــــر بارون بــــهار
    پر بکــــــش تا آسمون\بــــال ابـــــرا رو بـــگیر
    دیـــــگه اینجا برنـــگرد\دوباره میــشی اسیر!
    به پرســــتوها بـــگـــو\زود بـــه خــونه برسـن
    بگـــــــو آواز بخــــــونن\غنـــــچه ها دلــواپسن
    توی لحظه های عشق\واســه من تــرانه باش
    گل بـــده مثــله بهــــار\شـــوق عاشقانه باش
    دستــــاتو بــده به من\مهرو از دلـــــم بچـین
    تو چشـــــام نگاه بکن\عشقو تو چشام ببین

    Thumb up 0 Thumb down 0

  134. مسعود گفت:

    دیدی زده بالای دری پرچم زهرا
    بی اذن مشو وارد بزم غم زهرا
    ایام، تعلق به گل یاس گرفته
    افراشته بنگر همه جا پرچم زهرا
    بر سینه ی زخمی و شکسته پی تسکین
    جز اشک محبان نبود مرهم زهرا
    پیدا نکند لولو و مرجان بهشتی
    هرکس نشود غرق مگر در یم زهرا
    خواهی عرق شرم نریزی به قیامت
    درنوکری اینجا مگذاری کم زهرا
    کافی است به سنی و مسیحی چو یهودی
    از چادر خاکی بخورد یک دم زهرا
    ای رشته ای از چادر بی بی مددی کن
    گردیم چو سلمان شما محرم زهرا
    بردار زبانم ببرید و بنویسید
    تو میثم تماری و من میثم زهرا

    Thumb up 0 Thumb down 0

  135. مسعود گفت:

    ای قلم از قدرتی غالب بگو
    از علی ابن ابی طالب بگو
    از علی مرد سیاست مرد دین
    از علی تنهاترین مرد زمین
    بیعت ما دوستان عین ولاست
    زاده ی زهرا علی روح خداست
    عده ای از همرهان جاهل شدند
    در حمایت از علی كاهل شدند
    خاك شهر كوفه بر سر هایتان
    پشت بر مولا و زهرا كرده اید
    هیچ شرمی از شهیدان كرده اید
    حرفی از اعماق ایمان می زنم
    با لب و حلق شهیدان می زنم
    صامری ها با قلم بت ساختند
    فتنه در دامان دین انداختند
    دین فروشان قلعه و بارو زدند
    یك به یك پشت قلم اردو زدند
    با اساس دین تسامح می كنند
    پای ارزشها تساهل می كنند
    هدیه بر رقاصه ها واجب نبود
    قدر عالم كمتر از مطرب نبود
    تا كه گردد فتنه و آشوب جمع
    جبهه ای ها باز با هم هم قسم
    نایب مهدی ولی داریم ما
    شیعیان سید علی داریم ما

    Thumb up 0 Thumb down 0

  136. باران به ترنم گفت:

    سلام ممنون از لطفت نظر لطفتونه گلم.
    و اما فرشته ی عزیزم ببخش که اونقدر درگیر درس بودیم که وقت نشد به سایت سری بزنیمو یادی از بچه ها بکنیم.خوش اومدی عزیزم

    Thumb up 0 Thumb down 0

  137. مینا.س گفت:

    دریا چه دل پاک و نجیبی دارد

    بنگر که چه حالت غریبی دارد

    آن موج که سر به صخره ها میکوبید

    با من چه شباهت عجیبی دارد…!

    Thumb up 0 Thumb down 0

  138. مجتبي گفت:

    سلام به همگي دوستان
    من دوباره اومدم

    بريم پست جديد شكرستان
    اينجا خيلي سنگينه

    Thumb up 0 Thumb down 0

  139. sh.m گفت:

    زهرا كه عنايتش به دنيا برسد باشد كه به فرياد دل ما برسد
    يا رب سببي ساز كه در روز جزا پرونده ي ما بدست زهرا برسد

    Thumb up 0 Thumb down 0

  140. محسن از اهر گفت:

    باید دعا کرد همه رو////حتی اگه بدی باشه////به حرمت خوب و بدش////دنیات اگه زندون باشه////باید دعا کرد همه رو ////حتی اگه بارون نیاد ////حتی اگه ستاره ای///تو صحن چشم تو نیاد///باید دعا کرد همه رو///همه سلامت بمونن////آواز شادی بخونن///هم دیگهرو دعا کنن

    Thumb up 0 Thumb down 0

  141. سحر گفت:

    سلام
    مطلبي هم در مورد شهريه بالاي پيام نور بنويسيد واينكه ما بچه روستاييا پول زيادي واسه كرايه ميديم وقتي مييام استاد نيست و…..

    Thumb up 0 Thumb down 0

  142. باران گفت:

    زندگی چیدن سیبی است باید چید وذفت.زندگی تکرار پاییز است باید دید ورفت.
    زندگی رودی است جاری هر که آمد شادمان کوزه ای پر کرد و رفت.
    قاصدک این کولی خانه به دوش روزگار کوچه گردی های خود را زندگی نامید ورفت.

    Thumb up 0 Thumb down 0

  143. محسن از اهر گفت:

    زندگی تکرار است تکرار ……………………..

    Thumb up 0 Thumb down 0

  144. محسن از اهر گفت:

    پیام نور منو پیرم کرد ///////////چرا این قسمت من شد

    Thumb up 0 Thumb down 0

  145. غزاله گفت:

    پس چرا ديگه كسي پيام نذاشته از خرداد به بعد من امروز تازه اين جا رو ديدم خوبه نه خوب بود چون ظاهرا ديگه نيست

    Thumb up 0 Thumb down 0

  146. مینا به غزاله گفت:

    غزاله جون سلام انگاری تازه واردی
    چرا نظر فراوونه برو اون یکی قسمتا ما اونجاییم
    فواید کتاب های پیام نور

    Thumb up 0 Thumb down 0

  147. مینا به غزاله گفت:

    گلم منتظرتم دیر نکنی

    Thumb up 0 Thumb down 0

    • غزاله گفت:

      سلام ميناجون اره تازه واردم ممنون جوابمو دادي اينجا چي بايد گفت نميدونم خيلي از نظراي بچه ها رو خوندم يه جور مباحثه يا درد و دل يا فقط حرف….. سه روز ديگه واسه ترم تابستوني امتحان دارم تو رو خدا واسم دعا كنيد خوندما اما دعا كنيد همه بچه ها نمره هاشون خوب خوب بشه راستي اينجا فيزيكي هم هست؟؟؟؟

      Thumb up 0 Thumb down 0

  148. مينا گفت:

    خواهش ميكنم
    ان شاا.. خوب ميدي.راستش من خودمم امتحان دارم.خوب ميديم ان شاا..

    Thumb up 0 Thumb down 0

  149. وحيد گفت:

    سلام من ترم آخرمه دوست دارم اين ترم برام بههتترين ترم دانشگاهيم باشه

    Thumb up 0 Thumb down 0

  150. وحيد گفت:

    ببخشيد بهترين اشتباه شد

    Thumb up 0 Thumb down 0

  151. baran گفت:

    اینجا چقدرسوت و کوره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟//
    یووووووووهههههووووووووووووووووو
    کسی اینجا نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟چقدر گردوخاک اینجا نشسته………..

    Thumb up 0 Thumb down 0

  152. مسعود عسگری گندمانی گفت:

    ای بابا
    baran خانم بلکه شما با وجودتان ترنمی به این محفل بفر مایید بنده هم به این محفل امدم .
    انشاءالله قدمتان خیر است

    Thumb up 0 Thumb down 0

  153. مسعود عسگری گندمانی گفت:

    حالا که کسی نیست در این دیر وخرابات من هم شده ام لولی وغربت شکنم باز
    حاشا که من از خانه به در آمده ام باز آن خانه که در او شکرش یاد تو در راز
    شادم شب و شوری به سر امشب غافل همه از میوه ی روزم همه باناز
    چون در شکرستان همه ی حوصله ام را گه گاه بیارم ببرم ، چکنم عسگریم باز

    Thumb up 0 Thumb down 0

  154. مسعود عسگری گندمانی گفت:

    ای بابااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا خدا یا به لطف خودت دیگه یه نظری روی این سایت بینداز انگار اینجا سونامی امده

    امید وارم دوستان کم لطفی نکنند نسبت به این سایت

    Thumb up 0 Thumb down 0

  155. دانشجو گفت:

    سلام بر برو بچ.هرجا وارد میشم باید یه نظر بذارم.سلام آقا مسعود تا بتونم میام از این به بعد.
    یه سوال میپرسم لطفا هر کی میاد یه نظر بده
    سطح علمی پیام نور بالاتره یا دانشگاه آزاد؟
    تو شهر ما که به نظرم پیام نور بالاتره.

    Thumb up 0 Thumb down 0

    • وحید گفت:

      حالا هر جور بخوایم فکر کنیم سطح علمی دانشگاه پیام نور بیشتره

      Thumb up 0 Thumb down 0

    • مسعود عسگری گندمانی گفت:

      بسته به آن دارد که * سطح علمی را چه معرفی کنیم ،ولی به طور کل بدون تردید پیامی ها تسلط بیشتر و کتاب محورند ،
      برای بهتر شدن به فضای تفک نیاز داریم دانشگاههایی که امروزه داریم این تفکر وادراک را نادیده میگیرندویابسیار کم به ان توجه می شود باید بزرگان فکری اساسی به حال پیام نوری ها بکنند که هر اموزشی به بالندگی منتهی نمی شود *

      از آشنایی باشما بواقع مسرورم*mag

      Thumb up 0 Thumb down 0

  156. یه دوست گفت:

    ماه عزا رسیده و دل ها پر از غم است

    مشکی به تن کنید که ماه محرّم است

    پیراهن سیاه عزاداری حسین

    احرام نوکری تمامی عالم است

    ماه محرّم آمده خیمه به پا کنید

    دلهای ما حسینیّه ی بزم ماتم است

    هر کس برای بزم عزا کار می کند

    مُزدش بُوَد دست کسی که قدش خم است

    شکر خدا که حضرت زهرا مرا خرید

    لطف و عطای او به گدایش دمادم است

    دریای چشممان چقدر موج می زند

    یعنی بساط گریه ی ما هم فراهم است

    شکر خدا که از غم ارباب بی کفن

    چشمم شبیه چشمه ی جوشان زمزم است

    آقا قسم به نام تو ما با شما خوشیم

    بی تو برای ما همه عالم جهنّم است

    گریه برای داغ تو رزق حلال ماست

    این اشک ها به زخم عمیق تو مرهم است

    بزم تو را به عالم و آدم نمی دهیم

    هیئت برای ما به خدا عرش اعظم است

    شش گوشه ی حریم تو بیت الحرام ماست

    یعنی به داغ اعظم تو سینه مَحرم است

    هر کس که دید گوشه ای از روضه های تو

    گر خون چکد ز چشم ترش باز هم کم است

    Thumb up 0 Thumb down 0

  157. یه دوست گفت:

    گيسوی او چو شام غريبان کربلاست
    رويش چو ماهتاب شب تير و تار ماست
    چشمان روشنش چه درخشان وباصفاست
    “من پير سال و ماه نيم يار بی وفاست
    بر من چو عمر می گذرد پير از آن شدم”

    Thumb up 0 Thumb down 0

  158. fatima گفت:

    معلومه که پیام نور بیشتره…پرسیدن نداره

    Thumb up 0 Thumb down 0

  159. وحيد گفت:

    چه حقير وكوچك است آنكه به خود مغرور است چرا كه نمي داند
    بعد از بازي شطرنج شاه وسرباز همه در يك جعبه قرار ميگيرند.

    Thumb up 0 Thumb down 0

  160. سحر گفت:

    اووووخی.
    پیام نوری ها با دانشگاه آزاد قابل مقایسه نیست ماهم استادیم واسه خودمون هم دانشجو چون واقعا تلاش میکنیم .دانشگاه ازادیا امیدشون ب استاده .
    بلا نسبت سوتفاهم پیش نیاداااااااااااااااااااااا.

    Thumb up 0 Thumb down 0

  161. دانشجو گفت:

    همتون درست میگید دوستان پس از این به بعد گفتند کدوم دانشگاه درس میخونید با افتخار بگید پیام نور

    Thumb up 0 Thumb down 0

  162. مسعود عسگری گندمانی گفت:

    سالار هر کس که با اسم دانشجو وارد این گپ وگفت شده سالار هر کسی که به دانشجو بودن یعنی پافشاری بر تحصیل و کسب علم وممنون از :دانشجو *وحید *یه دوست*fatima *سحر*وامید وارم که در تمام مراحل زندگی شاد باشینو آرامش خاطر داشته باشین

    نسبت به تمامیکسانی که در این گپ وگفت شرکت دارند ارادت دارم
    ساعت 21
    لطفا به این سوال جواب بدین که :
    پیام نوری درتوان علمی ادعایی دارند یا حرفی برای گفتن دارند. در صورت امکان چند نفر را نام ببرید. ممنون از همههههههه لطفا همه جواب بدید ممنون

    Thumb up 0 Thumb down 0

    • دانشجو گفت:

      سالار هر کی که با نام دانشجو وارد شده یعنی چی؟

      Thumb up 0 Thumb down 0

      • مسعود عسگری گندمانی گفت:

        با سلام ودرود
        جسارت نشه ……..سالار در زبان فارسی به سالخورده«عقل کامل»و در زبان عامه بزرگوار ……….منظور بنده معنی دومه *
        لطفا نظرتون رابیان کنید* ممنون

        Thumb up 0 Thumb down 0

    • fatima گفت:

      سلام آ قا مسعود.ممنون.من متوجه سوالتون نشدم. اما اگه منظورتون اینه که با مدرک پیام نور کسی به جایی میرسه باید بگم که اکثر اساتیدما لیسانس پیام نورند و ارشد دولتی.این یعنی احتمالا علم پیام نوریا بیشتر بوده که درصدقبولی ارشدشون بیشتره دیگه

      Thumb up 0 Thumb down 0

      • مسعود عسگری گندمانی گفت:

        باسلام ودرود
        منظور این حقیر در مورد** ادعا در توان علمی**این بود که :

        افرادی که در تحصیلات عالی پیام نور فارغ التحصیل می شوند در تسلط به یک علم ، حد اقل با اساتید برتر کشور قابل رقابت باشد ومطلبی در سطح جهانی برای مطرح کردن داشته باشد مانند : جناب اقای پروفسور رفیع پور در جامعه شناسی
        البته ایشان درجۀ پروفسوري را از دانشگاه هوهن هايم المان مفتخر شدند واز مفاخر ایران هستند *

        ویا مقاله ،کتاب ویا پایان نامه ای که در سطحی قابل قبول ؛بین الملل، منطقه وجهانی مطرح شده باشد *

        اگر که مطالب گنگ هستند و…عذر می خواهم . لطفا دیدگاه ،نگرش ،ونظر خورا بیان کنید. خیلی ممنون

        Thumb up 0 Thumb down 0

  163. صبا گفت:

    به نظر منم دانشجوهای پیام نور تو ارشد موفق ترن

    Thumb up 0 Thumb down 0

    • مسعود عسگری گندمانی گفت:

      با سلام ودرود خدمت شما صبا خانم
      اول به شما به خاطر سلیقه ی خوبتون تبریک میگم که سوال بنده را انتخاب کردید.*
      بله من هم بانظر شما موافقم

      منظور بنده توان علمی است .نه توان نکته یابی و تست زنی که قدرت دانشجویان پیام نور واقعا بالاست .
      برای جلوگیری از تکرار این حقیر خدمت fatima خانم بیان کردم.ممنون میشم اگه بنده را راهنمایی کنید.
      بزرگمهر حکیم میفرماید:
      همه چیز را همگان دانند وهمگان هنوز زاده نشده اند.
      ممنونم از بزرگمهرحکیم و ممنون از شما، لطفا پاسخ دهید .

      Thumb up 0 Thumb down 0

  164. سحر گفت:

    سلام آقا مسعود امیدوارم ک حالتون خوب باشه .
    راستش منم مثل فاطیما جان درست متوجه سوالتون نشدم لطف میکنین واضح تر توضیح بدین ؟ممنون میشم

    Thumb up 0 Thumb down 0

  165. سلام گفت:

    sسلام می تونم این سوال ر داشته باشم که ای مباحث چه فایده ای داره؟

    Thumb up 0 Thumb down 0

    • دانشجو گفت:

      با سلام.خوش آمدید. چرا که نه سلام(خانوم یا آقا).هدف باور کردن خود ما پ.ان.یو.هاست آخه میدونین بعضیها خیلی احساس غرور میکنند تو غیر انتفاعی و آزاد درس میخونن.میدونین که؟

      Thumb up 0 Thumb down 0

  166. neda گفت:

    سلام دوستان ..چه جالبه اینجا..

    Thumb up 0 Thumb down 0

  167. asal گفت:

    سلاااااااااااااااااام…کسی اینجا نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    Thumb up 0 Thumb down 0

  168. asal گفت:

    ……………….چه عجب یکیاومد……چرا اینجا انقدر خلوته؟

    Thumb up 0 Thumb down 0

  169. fatima گفت:

    سلام بچه ها.نداخانوم وعسل جان به شکرستان خوش اومدددددددددددددددین.آقامسعود من کسیو نمیشناسم که با توان علمی مقاله یاتحقیق کشوری ارائه داده باشه.یعنی اگه باشه هم من خبر ندارم چون بدلیل مشغله زیادسراغ این مطالب کمتر میرم……..ببخشیدکه نتونستیم بهتون کمکی کنیم.موفق باشین……..

    Thumb up 0 Thumb down 0

  170. fatima گفت:

    صبای گلم شماهم خوش اومدییییییییییی.

    Thumb up 0 Thumb down 0

  171. سحر گفت:

    سلام عسل خانم خیلی خوش اومدین.شرمنده درگیر میانترم بودیم

    Thumb up 0 Thumb down 0

  172. پدر خوانده گفت:

    قابل توجه همه اونایی که بودن وهستن و میان.دلتان خوش است که نامتان کبوتر حرم است…………………

    Thumb up 0 Thumb down 0

  173. asal گفت:

    سلام دوستان…مرسی فاطیما جون
    آفرین سحر خانومه گله گلاب بشین درس بخون عزیزممممممم

    Thumb up 0 Thumb down 0

  174. مسعود عسگری گندمانی گفت:

    با سلام ودرود بی پایان

    خدمت تمام دوستان دانشجو شعر این شعر از ابتهاج را تقدیم می کنم به دل های پاک دانشجویان:

    بهانه

    ای عشق همه بهانه از توست
    من خامشم این ترانه از توست

    آن بانگ بلند صبحگاهی
    وین زمزمه ی شبانه از توست

    من انده خویش را ندانم
    این گریه ی بی بهانه از توست

    ای آتش جان پکبازان
    در خرمن من زبانه از توست

    افسون شده ی تو را زبان نیست
    ور هست همه فسانه از توست

    کشتی مرا چه بیم دریا ؟
    توفان ز تو و کرانه از توست

    گر باده دهی و گرنه ، غم نیست
    مست از تو ، شرابخانه از توست

    می را چه اثر به پیش چشمت ؟
    کاین مستی شادمانه از توست

    پیش تو چه توسنی کند عقل ؟
    رام است که تازیانه از توست

    من می گذرم خموش و گمنام
    آوازه ی جاودانه از توست

    چون سایه مرا ز خاک برگیر
    کاینجا سر و آستانه از توست

    شعر از هوشنگ ابتهاج

    Thumb up 0 Thumb down 0

    • بر و بچ گفت:

      بابا سر کاری چند وقته!! هنوز نگرفتی!!!
      اون که میشناسیمش اصلن تو این وادیا نیست داداش

      Thumb up 0 Thumb down 0

      • مسعود عسگری گندمانی گفت:

        با سلام ودرود
        خوب اولا خوش امدین * دوما بهروز وفیروز باشین * این هم تقدیم شما آقا/ خانم برو بچ :
        چو رای عشق زدی با تو گفتم ای بلبل مکن که ان گل خندان برای خویشتن است
        بسوخت حافظ و در شرط عشق و جان بازی هنوز بر سر عهد و وفای خویشتن است

        Thumb up 0 Thumb down 0

  175. asal گفت:

    ممنون مسعود شعرت خیلی قشنگ بود

    Thumb up 0 Thumb down 0

  176. fatima گفت:

    ممنون بچه های گل

    Thumb up 0 Thumb down 0

  177. fatima گفت:

    شب یلدا کـــه رفتم ســــوی خـانه گرفتـــــــم پرتقـــــــــــــال و هندوانه
    خیـــــار و سیب و شیرینی و آجیل دوتـــــا جعبه انــــــــــــــار دانه دانه
    گـــــــز و خربوزه و پشمک که دارم ز هــــــــر یک خاطراتی جــــــاودانه
    شب یلدا بــــــــوَد یا شـــــــام یغما و یــــــــــــــا هنگــــــــام اجرای ترانه
    به گوشم می رسد از دور و نزدیک نوای دلکـــــــــش چنگ و چغــــــانه
    پس از صرف طعام و چــــای و میوه تقاضــــــــا کردم از عمّـــــــه سمانه
    که از عهــــــد کهـــــــــن با ما بگوید هم از رسم و رســــــــــوم آن زمانه
    چه خوش میگفت و ما خوش میشنیدیم پس از ایشان مرا گـــــــل کرد چانه
    نمی دانم چـــــــرا یک دفعـــــه نامِ- “جنیفر لوپز” آمــــــــــــــــد در میانه
    عیالم گفت:خواهــــــــــان منی تو و یا خواهــــــــان آن مست چمانه؟
    به او با شور و شوق و خنده گفتم عزیزم با اجــــــــازه، هــــــــــر دُوانه!!
    نمی دانی چه بلوایی به پـــــا شد از آن گفتــــــــــــــــار پاک و صادقانه
    به خود گفتم که”بانی” این تو بودی که دست همســـــــرت دادی بهانه
    خلاصه آنچنــــــــــــــان آشوب گردید کـــــــــه از ترسم برون رفتم ز خانه
    ز پشت در زدم فریـــــــــــاد و گفتم: “مدونا” هم کنارش، هر سه وانه!!
    و آن شب در به روی مــن نشد باز شدم چـــــــــون مرغ دور از آشیانه
    شب جمعــــــــــــه برای او نوشتم ندامت نامـــــــــــــه، امّـــا محرمانه
    نمی دانم پس از آن نامــــــه دیگر عیالم کینه بــــــــــــا من داره یا نِه
    ولی بگذار- بــــــــــــــا صد بار تکرار- بگویم آخرین حرفــــــــــــــم همانه!!

    Thumb up 0 Thumb down 0

    • مسعود عسگری گندمانی گفت:

      سلام شعر لطیف وزیبایی بود . اگر ممکن ادامه بدین .ممنون

      فاتیما خانم از نثر طویلت شدم دلشاد وخندان زین ترانه
      حواسم باشد از این پس که من هم نگویم از جنیفر لوپز به خانه

      Thumb up 0 Thumb down 0

  178. مسعود عسگری گندمانی گفت:

    سلام بچه ها
    تازه فهمیدم ((موفق باشید)) آخر برگه امتحان در جواب تمام خسته نباشید هایی هست که وسط کلاس به

    استاد می گفتیم !

    Thumb up 0 Thumb down 0

    • fatima گفت:

      سلام آقامسعود شما لطف دارین اما این شعر از خودم نبود.اما شما شاعر خوبی هستین .ادامه بدین که از بهترین ها میشین.من پا توی کفش بزرگترا نمیکنم داداش

      Thumb up 0 Thumb down 0

  179. سحر گفت:

    عمرتون صد شب یلدا/
    دلتون قد یه دریا/
    توی این شب های سرما/
    یادتون همیشه با ما/
    یلداتون مبارک دوستان.

    Thumb up 0 Thumb down 0

  180. asal گفت:

    سلام دوستان.من دانشجوی کارشناسی مدیریت جهانگردیم.نمیدونم برای ارشد کدوم کتابامو لازم دارم.میشه راهنماییم کنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ راستی اینجا کسی هست که واحده پردیس جدید باشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    Thumb up 0 Thumb down 0

  181. مسعود عسگری گندمانی گفت:

    با سلام و خدا حا فظی

    چون امتحانات داره شروع می شه از همه تا آخر امتحانات خدا حافظی می کنم *******************************************

    با آرزوی توفیق وموفقیّت در حد نمره 20 دارم ** بضا عت همین است خدا حافظ**

    Thumb up 0 Thumb down 0

  182. fatima گفت:

    سلام بچه ها .امیدوارم که همتون موففففففففففففففففففففففففق باشین.

    Thumb up 0 Thumb down 0

  183. asal گفت:

    سلام دوستان هر وقت امتحاناتونو با موفقیت دادین … دوست داشتین جوابه سواله منم بدین .ممنون میشم.موفق باشین.فعلا خدافظ…

    Thumb up 0 Thumb down 0

  184. asal گفت:

    سلام سحر جون…خواهش میکنم عزیزم…

    Thumb up 0 Thumb down 0

  185. مسعود عسگری گندمانی گفت:

    قانون پایستگی واحد :
    واحد ها نه از بین میروند و نه پاس میشوند
    بلکه از ترمی به ترم دیگر انتقال میابند !

    انشا الله خدا برای کسی نخواد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    Thumb up 0 Thumb down 0

  186. یه دوست گفت:

    سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام افرین مسعود جان باز هم ادامه بده من به تو امید میدهم و دوستدارم کسانی که از این سایت دیدن می کنن پیام طنز بزارند ومایه یه امیدواری همدیگر بشوند وخنده برلبان همه جاری بشه من هم از این به بعد در این قسمت شرکت می کنم .ممنون
    یاعلی …

    Thumb up 0 Thumb down 0

  187. s.s.sh گفت:

    سلام بچه ها خوبید؟واقعا جمع گرم و دوستانه ای دارید.فقط چرا دیگه فرشته خانم و سپیده خانم و آقا مسعودو….دیگر بچه های قدیمی نیستن؟جاشون واقعا خالیه.

    Thumb up 0 Thumb down 0

  188. یه دوست گفت:

    اگه اینجاکسی نبود به قسسمت :شکرستان ،مظلومیت اساتید مراجعه کنید

    Thumb up 0 Thumb down 0

  189. مهران گفت:

    جزوه منم برده گوربه گور شده هنوز نیاورده 🙁

    Thumb up 0 Thumb down 0

» ارسال نظرات

دریافت اخبار پیام نور از طریق پیام کوتاه
آموزش ایزو

سیستم گلستان